استاد شیخ جعفر ناصری در جلسه درس اخلاق خود این هفته در حوزه علمیه امام مهدی(عج) درباره اهمیت تزکیه در سیر و سلوک و راهکار شروع آن سخنان مهمی بیان نمودند که مشروح آن در ادامه می آید.

اهمیت تزکیه و راهکار شروع آن در بیان استاد ناصری

استاد شیخ جعفر ناصری در جلسه درس اخلاق خود این هفته در حوزه علمیه امام مهدی(عج) درباره اهمیت تزکیه در سیر و سلوک و راهکار شروع آن سخنان مهمی بیان نمودند که مشروح آن در ادامه می آید.

بسْمِ‌رَبِّ المهدی(عَجَّ)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر): جلسه درس اخلاق حجت‌الاسلام والمسلمین استاد حاج شیخ جعفر ناصری دولت‌آبادی، مدیر بنیاد علمی و فرهنگی هاد و از شاگردان اخلاقی آیت‌الله کشمیری و والد بزرگوارشان آیت‌الله ناصری دولت‌آبادی صبح سه‌شنبه ۲۸ آبان‌ماه ۱۳۹۸ در حوزه علمیه المهدی(عج) شهر مقدس قم با طلاب و فضلای حوزوی برگزار شد، که توفیق شد در این جلسه شرکت نمایم.

حضرت استاد ناصری در این جلسه به بیان «اهمیت تزکیه و راهکار شروع آن» پرداختند؛ که در ادامه گزیده یاداشت هایم از این جلسه تقدیم شما معارف جویان عزیز که امکان شرکت در این جلسه را نداشتید، می گردد.

اهمیت تزکیه و راهکار شروع آن در بیان استاد ناصری سلطان احمدی دات آی آر

مشروح بیانات استاد حاج شیخ جعفر ناصری در این جلسه به شرح زیر است:

انسان مهمان نوع ادراکاتش است

در ادراک فضاهای موجود آنچه مربوط به  انسان است، زندگی انسان چه در ظاهر و چه در باطن مهمان نوع ادراکاتش است، ادراکاتی که از کانال های تعریف شده ای به یک نتایج مشخصی می رسد. عموماً در بخش های آموزشی در دسترس در طی اعصار و قرون، استنتاج معلول مقدماتی بوده که افراد چینش می کردند که تا چه کسی چه مقدار نصیب داشته باشد؟

تسلط در شناخت و ادراکات نظری و فیزیکی و عدم شناخت ادراک معنوی

در بخش های نظری مطرح در کشور نگاه کنید، می بینید که یک فرد خوب ارتباط برقرار می کند، مثلاً یک بچه ای که هفت یا شش سال دارد را  مدنظر قرار می دهد و حد او را و همچنین دانسته ها، جایگاه و کیفیت رشد او را نیز مد نظر دارد و در این مورد خوب متوجه هستند که حد یک بچه هفت ساله چقدر است؟ چون مربوط به فیزیک افراد است و خوب هم متوجه هستند که رشد عوائدی دارد که تدریجی الحصول است. گاهی یک فرد متوجه نیست و یک سوال را سطح بالاتر از هفت سال را از این بچه هفت ساله می پرسد و بقیه اعتراض می کنند که این مطلب سنگین است در حد و سن این بچه نیست!

ادراک ما به بخش های نظری و فیزیکی است تا یک لایه هایی ارتباطهایی که می خواهیم برقرار کنیم یک میزانی در تشخیص حد و حدود و رشد افراد شناخت داریم، اما عجیب این است در مباحث معنوی در مراتب تقوایی، در علوم معرفتی، در هویت شخصیتی معنوی نسبت به این امور بر غالب ما گنگ و مُبهم است و شناخت کافی نداریم.

 به همین دلیل حرکت ما نیز در این راستا حساب شده نیست و یا نتیجه بخش نخواهد بود. بنابراین از حیث آسیب شناسی صحیح در نفوس خود و کیفیت درمان این آسیب کم می آوریم و شناخت نداریم.

فرض کنید یک نفر جراحتی برداشته است، مثلاً خدایی نکرده دست وی آسیب دیده است، این آسیب و درد ناخداگاه زود منتقل می شود که مثلاً بند دوم انگشت اشاره دست راست  آسیب دیده است، سریع متوجه می شود و دقیق هم محل آسیب را می داند و آن را درمان می کند و چسب زخمی مثلاً به آن ناحیه می چسباند.

به حسب ظاهر حالا که از نظر فیزیکی خوب بدن را می شناسیم، باید باطن آن را نیز خوب بشناسیم که این شناخت خیلی مهم است. به تعبیر امیرالمومنین(ع) در دعای کمیل که می فرماید: فرد پایش درد می کند ولی گردنش را می گیرد! هنوز نمی داند کجای بدن او درد می کند و چه شده است؟

توصیه و تاکید قرآن به مسئله تزکیه

قرآن در ابعاد و زوایای مختلف انسان را به امور کلیدی و اساسی سوق داده است از جمله این امور تزکیه است که قرآن مردم را به تزکیه سفارش نموده است.

لزوم کار عملی درباره تزکیه

برای این موضوع قرآن آن قدر هنر به کار برده تا بشر تزکیه و مُهذب شود و حتی راهکار آن را نیز گفته است، منتهی ما در طی قرون و اعصار در این زمینه ها کار نکرده ایم و اکثر اوقات ما کلا در مباحث نظری آن صرف شده است در حالی که این بار زمین مانده است و زمین ماندن آن هم یک امربدیهی است که هر کس اگر یک بار هم به خودش مراجعه کند می بیند در این زمینه کم دارد و اصلا یک قاعده شده که زندگی خودمان را می کنیم.

تاکید قرآن به تزکیه

ولی یک جاهای کلیدی که قرآن روی آن دست گذاشته مسئله تزکیه است، تا حدی که دو سوره در قرآن سوره های شمس و اعلی دو آیه در آن به موضوع تزکیه پرداخته است و شاید به این تعبیر کمتر جای دیگری باشد.

موضوع تزکیه در سوره‌های اعلی و شمس

در سوره اعلی که با «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى» آیه اول سوره اعلی: به نام پروردگارت که بلندمرتبه است، تسبیح گوی. شروع می شود تا اینکه می رسد به «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى» آیه ۱۴ سوره اعلی: به راستی هر کس پاکدلی پیشه کرد، رستگار شد. می گویند در اشعار برخی ابیات شعر شاه بیت است، در این موضوع هم حداقل این آیه نمای خودش را دارد.

در سوره شمس هم قسم ها پشت سر هم تا می رسد به این آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» آیه ۹ سوره شمس: به راستی هر کس که آن را پاکیزه داشت، رستگار شد. باز مسئله تزکیه مطرح می شود.

حج و روزه دو عبادت در اسلام برای تزکیه

در اسلام دو عبادت فوق العاده‌ی حج و روزه مورد توجه و اهتمام است که پایان این دو عبادت هم دو عید قربان و فطر قرار دارد که نتیجه این دو عبادت هم بحث تزکیه است تا حدی که در نماز عیدین نیز این دو سوره اعلی و شمس باید خوانده شود.

گام به گام حج تزکیه

حج آثار فردی و اجتماعی عجیبی دارد که حج از سفرهایی است که به تعبیر عامه می گویند از آنکه نخورده است به آن که خورده بدهید! چون کسی که یک بار به حج بروند، آن قدر از این عبادت بهره می برد، که می خواهد مجدد هم برود.

گام به گام حج تزکیه است، ای کاش این نقطه آغازین و شروع حج را فقط از حیث تزکیه و تهذیب و حتی ریاضت شرعی دقت می شد که مسئله تزکیه در گام به گام حج چگونه برای رشد معنوی فرد اجرا و عملی شده است.

در سفر حج از وقتی که حاجی مُحرِم می شود این گام های تزکیه آغاز می شود. الان را نگاه نکنید، برگردید به ۲۰۰ سال پیش که غالباً برای سفر به حج حاجیان پیاده بودند و کوله بارشان راهم به پشت‌تشان حمل می کردند و زیر سقف هم نمی توانستند بروند، حتی یک حشره روی دستشان می نشست مواظب بودند آن را جابه جا نکنند، عطر استفاده نمی کردند. آیا سخت تر از این؟ با وجود این سختی ها حاجی ها همه مراقب بودند و این مراقبت ها گام به گام مقدمات تزکیه بود تا حج به پایان می رسید و بعد از این مراقبات و گام های حج خداوند برای حاجی یک عید قربان همراه با نماز عید قرار داده است.

عبادت دیگر در زمینه تزکیه، صوم است. که صوم هم مثل حج آثار فردی و اجتماعی زیادی دارد و من عقیده‌ام این است که هر خیر و برکتی که در طول سال به ما می رسد از صومی است که این ملت یک ماه خودشان را بر امور خواسته الهی محدود می کنند.  آثار صوم در طول سنه هست وبرای آن هم یک عید گرفته اند، که عید از عود است که قواعد صرفی این جور اقتضا کرده است و یک روز سرور و فرح است و در عید فطر هم باید نماز عید خوانده شود. و این عید هم آن قدر قابل اهمیت است که یک ماه روزه گرفتید، در این روز حق ندارید روزه بگیرید.

خواندن دو سوره شمس و اعلی در صلاه عیدین

و عجیب تر اینکه در صلاه عیدین  در دو رکعت، بعد از حمد دو سوره سفارش شده که سوره شمس و سوره اعلی است، که بعد از یک سفر طولانی تهذیبی در نمازی هم که در روز عید این دو سفر خوانده می شود از همین دو سوره استفاده شده است.

گمگشتگی یکی از مشکلات در مسیر تزکیه و تقوا و راه درمان آن

و این خلاصه کار و تمام قضیه است منتهی من الان می خواهم در مسیر تزکیه و تقوا قدم بردارم اما یک مشکل دیگر دارم و آن این که گاهی گمگشتگی مشکل حاد ما در مسیر تزکیه و تقوا است و ما اصلا نمیدانیم کجا هستیم؟! برای رفع این مشکل هم راهی وجود دارد که از کانال همین تزکیه اگر شما وارد شویدف می بینید که راهکارهایی با این کلید واژه تزکیه هست.

در این باره قرآن می فرماید: «وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا…» آیه ۲۱ سوره نور: و اگر بخشایش و رحمت الهی در حق شما نبود، هیچ‌یک از شما هرگز پاکدل نمی‌شد. باز در سوره‌ای دیگر فرمود: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ» آیه ۱۰۳ سوره توبه: از اموال ایشان کفاره‌ای بگیر که بدان پاکیزه‌شان کنی.

پس اگر در مسیر تزکیه وارد شدید به تاکید قرآن پاکتان خواهند کرد و تزکیه می شوید. بنابراین اگر ما « وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ » داریم، « وَآتُوا الزَّکَاهَ » هم داریم و در قرآن تمام نوع تعاملات با دقت های لازم برای جامعه تعریف شده است، فقط ارتباط ما با قرآن کم است که باید بیشتر شود.

دعای حضرت ابراهیم(ع) که عرض کرد: «رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»، آیه ۱۲۹ سوره بقره: پروردگارا، در میان آنان رسولی از خودشان برانگیز که بر آنان تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را (از هر زشتی) پاک و منزه سازد، که تو بر هر کار که خواهی قدرت و علم کامل داری.

این آیات قرآن برای تزکیه و تطهیر و رسیدن به حقیقت خویشتن است.

مشکلات در مسیر تزکیه

امروز روی هویت اصلی و حقیقی انسان گاهی پرده هایی از توهم کشیده شده است در صورتی که می توان به این هویت حقیقتی رجوع کرد و او را شناخت و با آن مأنوس شد و این کار شیطان است که پرده روی این هویت حقیقتی انسان می کشد. شیطان قسم خورده که انسان را منحرف کند و خوب هم بلد است که هر انسانی را چگونه منحرف کند و هر کس را به نسبت خودش اغفال کند.

عدم دانستن راه نوعی از اغفال نمودن انسان توسط شیطان

وقتی من نمی دانم کجا هستم! نمی دانم دقیقاً به چه سمتی می روم! حاضر و شاهد نیستم! ادراک صحیحی از مقصد و کیفیت طریق ندارم! شیطان هم آسان انسان را منحرف می کند. شاعر هم گفته است: « کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است».

ضعف استقامت مشکل دیگر

حالا کسی قوی بود و شیطان نتوانست او را اغفال و منحرف کند و پا به مسیر تزکیه گذاشت، اما طبقات معارفی این مسیر دارای  طبقه بندی های فراوان و رو به افق عالی تعریف شده است که گاهی در استقامت کم می آورند.

قرآن درباره استقامت در این زمینه می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» آیه ۳۰ سوره فصلت: بی‌گمان کسانی که گویند پروردگار ما خداوند است، سپس پایداری ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند [و گویند] که مترسید و اندوهگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتی که به شما وعده داده بودند

در روش علمی و دانش در سطح معمول از حیث کیفی و کمی غالباٌ قواعدی قابل ادراک است که مربوط به حد و حدود تعریف شده همه انسان ها است ولی این مسئله یک چیز بیشتر، دقت بیشتر، مواظبت بیشتر، سحر بیشتر و نور بیشتر همراه با ارتباط بیشتر با قرآن می خواهد.

توصیه شیخ محمد کوفی به آیت‌الله ناصری در دوران طلبگی / یک نسخه برای ورود به تزکیه

اهمیت تزکیه و راهکار شروع آن در بیان استاد ناصری

خدا جناب والد ما آیت الله ناصری را حفظ کند؛ که ایشان می فرمود یک آقا شیخ محمد کوفی بود که ایشان از اولیاء و مهشور بود و آن نامه ای را که از طرف امام زمان(عج) برای آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آورده بودند را همین شیخ محمد کوفی آورده بود.

ایشان دوست پدربزرگ ما بوده است و ابوی نقل می کردند که ایشان از اولیاء و پیرمرد عجیبی بودند و آن زمان ابوی هم در حجره زندگی می کردمند که  ابوی گفتند: یک روز دیدم شیخ محمد کوفی عصا زنان آمدند و من رفتم سلام کردم و فرمود پدرت کجاست؟ و من گفتم به ایران رفته اند و من هم تعارف کردم که به داخل حجره تشریف بیاورید و ایشان هم گفت: باشه در حد یک استراحت کوچک و تجدید وضو می آیم و بعد آمدند.

من هم خواستم از زمان استفاده کنم و بهره ببرم، به ایشان گفتم آقا یک نسخه جامع به من بدهید! ایشان هم فرمودند: « واجبات را تماماً به جا بیاور، مُحرمات را هم تماماً ترک کن، مستحبات را هم به قدر الامکان و طاغت البشریه انجام بده و مکروهات را هم در حد امکان ترک کن» من در آن سن جوانی و حال خویش گفتم: این که کار حضرت فیل است و خیلی زیاد است! ایشان هم خنده ای کرد و گفت: « پس پسرم مقداری از سحر را درک کن». حالا کسانی که در مسیر تزکیه مشکل دارند، این یک نسخه است.

سحر را دریابید!

داشتن یک برنامه که لازم و مهم است اما اگر در مسیر تزکیه، برنامه نداشتید یا چیزی کوتاهی شد سحر را درک کنید؛ سحر، سحر، سحر! خداوند نیز در قرآن می فرماید: «وَبِاللَّیْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» آیه ۳۷ سوره صافات: و نیز شبانگاهان، آیا تعقّل نمی کنید؟ و در آیه دیگر می فرماید: «نَجَّیْنَاهُمْ بِسَحَرٍ»، آیه ۳۴ سوره قمر: سحرگاهان نجاتشان دادیم.

این تزکیه از اُمهات و کلید واژه های حرکتی است که در قرآن متعدد به آن توصیه شده است، تا برسد به تقوا که نسبت آن با تقوا در افراد متفاوت است و هر خیری که در افراد هست مربوط به تزکیه و تقوا است.

استغفار کلید باز شدن درهای تزکیه و تقوا

حالا ممکن است یک نفر بگوید آخرش ما سر در نیاوردیم برای رسیدن به تزکیه و تقوا باید چکار کنیم؟! قرآن جواب می دهد و می فرماید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ»، آیه ۱۰ سوره نوح: از پروردگارتان آمرزش بخواهید. بنابراین یکی از راه های تزکیه استغفار است و کلیدی که بیشترین درهای را به سمت تزکیه و تقوا باز می کند، استغفار است؛ استغفار، استغفار، استغفار.

حد ذکر بالاست

منتهی حرکت سخت است؛ گاهی ما دچار توهماتی هستیم که فکر میکنیم با یک بار تسبیح گفتن استغفار باید جبرئیل بر ما نازل شود! من عذرخواهی می کنم، در این باره روایت خیلی تند است که چنین برداشتی از افراد نادان است، در صورتی که حد نصاب ذکر خیلی بالا است. به قول والدمان از قدیم یادمان است که فرمودند: آن قدر مومن ذکر می گوید که کسی او را می بیند می گوید او دیوانه شده است و قرآن هم در این باره می فرماید: «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا؛ آیه ۴۱ سوره احزاب: خدا را بسیار یاد کنید.

پاک شدن توهمات شیطانی ذهن با استغفار

باید مشغول به ذکر الهی بود و اثر ذکر بالا این است که ذکر این رشته های ذهنی توهمات ما که بر ذهن چنگال انداخته و شیطان از این راه بر انسان سلطه یافته را از بین می برد. ما الان می خواهیم این تارهای عنکبوتی و چنگال شیطان را از بین ببریم و به نور الهی متصل شویم که بهترین راه از بین بردن آنها همین ذکر استغفار به تعداد زیاد است.

بنابراین اگر کسی قادر شد یک برنامه ریزی منظم و منتج ترتیب دادد طوبی له، اما اگر کسی موفق نشد از استغفار می توان شروع کرد، که استغفار گاهی دارو و گاهی کمکی است.

دو اسم الهی در کنار استغفار برای رسیدن به تزکیه و تقوا

در اسماء الهی هم دو اسم است که خیلی ترکیب آنها حساب شده است و به این استغفار کمک می کند و آن اسم «یا غفور» و «یا رحیم» است.

و اگر کسی بتواند ارتباط خود را با قرآن برنامه ریزی کند، در این مسیر برنده شده است. اما راه خیلی طولانی است و طول می کشد که یک جمع عزیز خدا شوند و مثلاً اصحاب کهف شوند.

 اصحاب کهف در ابتدا یک جمع شش نفره بودند که درباره آنها در قرآن این قدر نکته و لطائف هست که ما توجه نمی کنیم. در همین سوره کهف چهار جریان مطرح است که هر کدام سِری دارد و هر کدام فتنه ای است و به مومن درباره این فتنه هشدار داده اند و راهکار خروج آن نیز بیان شده است.

اول خود اصحاب کهف است، که فتنه نگهداری از ایمان در آن شرایط سخت و راهکار  خروجی آن بیان شده است؛  دوم صاحب الجنتین، فتنه دنیا است، سوم ذوالقرنین، فتنه قدرت است، و چهارم جریان موسی و خضر که فتنه علم است.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

کانال ایتا

دیدگاهتان را ثبت کنید

bigtheme