کد خبر : 1586
تاریخ انتشار : پنجشنبه 17 دی 1394 - 5:13

چگونه بر دشمن درونی غلبه کنیم؟

در اثر بی‏ رغبتی به عالم طبیعت دشمن درونی را از بین ببر؛ آن گرایش به طبیعت را، که گردنت را در غُلّ و پایت را در سلسله می‏ کند، بمیران و جنبه ‏ای که تو را به اَبَد سوق می‏ هد احیا کن.

به گزارش کلینیک روح درمانی،حضرت آیت الله جوادی آملی در نوشتاری با موضوع راه های اصلاح اخلاق در اندیشه علوی آورده اند.

پند و نصیحت یکی از شیوه های بسیار کارآمد در تربیت نسل جوان و نوجوان قلمداد می گردد که اگر با دقت و ظرافت خاصی و در زمان مناسبی به کار رود آثار شگرفی را به دنبال خواهد داشت.

نامۀ معروف مولای متقیان علی(ع) به فرزند گرامی خود در کتاب ارزشمند حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه در بخش چهارم از راه های اصلاح اخلاق در اندیشه علوی انتخاب شده که ارائه می گردد.

انس و صمیمیت در گفتار و یا به نوعی رفاقت والدین با فرزندان یکی از شیوه های زیبا در ارتباط گیری با آنان محسوب می گردد که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در نامۀ معروفی که برای فرزندش امام حسن (علیه السلام) یا ابن حَنفیّه مرقوم داشته، چنین کتابت فرمودند:

تو پارۀ تن منی، اگر خیر یا آسیبی به تو برسد گویا به من رسیده، من در آستانۀ افول و مرگم و می خواهم آنچه را در مکتب حق آموختم و آنچه از تجارب گذشته‏ اندوختم برای تو بازگو کنم، تو این وصیت تعلیمی و تربیتی مرا بپذیر:

* جانت را به یاد حق آباد کن

«فإنّی أُوصیک بتقوی الله ای بنیّ ولزوم أمره وعماره قلبک بذکره»:

من تو را به تقوای خدا دعوت می‏ کنم. تقوا نوری است که انسان را از بردگی رذائل رها می‏ کند و از هر هلاکتی حفظ می ‏نماید:«عِتقٌ من کلّ ملکهٍ ونَجاهٌ من کُلّ هلکه»:

می‏ فرماید: تو را وصیت می‏ کنم که جانت را به یاد حق آباد کنی، ذکر حق بر لب و یاد او در دل باعث حیات دل است، یاد حق آب زندگانی است و جانی که به یاد حق، زنده است آباد است و همیشه میوه می‏ دهد: «تُؤتی أُکُلَها کُلّ حینٍ» (ابراهیم، ۲۵).

جانی که از یاد خدا غافل است مخروب و و یران است، جان ویران هرگز بار نمی ‏دهد، انسان غافل در حال غفلت یا بردۀ شهوت خواهد شد یا بندۀ غضب و کینه و انتقام. و سرانجام در پرتگاه حیوانیت سقوط می‏ کند.

* هیچ رابطی قوی ‏تر از رابط بین تو و خدا نیست

«والاعتصام بِحبله»: به ریسمان الهی بیاویز. «حبل» ریسمانی است که یک طرف آن به جایی بسته باشد و طرف دیگر آن به دست کسی باشد که نیازمند به آویزه است تا با چنگ زدن به آن بالا برود.

قرآن، حبل خداست و درجاتی که دارد، علمی که به انسان می‏ آموزد، راه های عملی که فراسوی انسان قرار می‏ دهد طنابی است که یک سوی آن به دست خداست و سوی دیگرش به دست مردم؛ بشر با هر درجه‏ ای از درجات قرآن انس بگیرد و بر اساس آن بفهمد و به حکم آن عمل کند به این ریسمان، چنگ زده و به همان میزان بالا آمده است، علم و عمل تار و پود این ریسمان است.

«وأیّ سبب أوثق من سببٍ بینَک وبین الله إن أنت أخذتَ به»:

چه عامل ارتباطی قوی ‏تر از عامل ارتباطی خدا است؟ به چه کسی می‏ خواهی مرتبط بشوی؟ خودت که در معرض زوالی، دیگری نیز دستخوش زوال است؛ به هر موجودی بخواهی تکیه کنی آن هم در بستر مرگ است و با هر موجودی بخواهی مرتبط باشی دستخوش تحول و دگرگونی و زوال است، هیچ رابطی قوی ‏تر از رابط بین تو و خدا نیست زیرا هیچ قدرتی همانند قدرت خدا نیست او با این ربط، علوم و معارف را از یک سو، سجایای اخلاقی را از سوی دیگر می‏ بخشد تو نیز از آن بهره می‏ گیری. حال که با این ریسمان ارتباط بر قرار کردی.

* جانت را با پند و اندرز زنده نگه ‏دار

«أحْیِ قَلبک بالموعظه»: موعظه «جَذْب الخلق إلی الحقّ» است، کششی است که در انسان پیدا می ‏شود و او را به سَمْت فضیلت‏ های الهی سوق می‏ دهد. عاملی که این کشش را ایجاد می‏ کند واعظ، و شخصی که این کشش در او پیدا می‏ شود متّعظ است. می ‏فرماید: با کشش به سمت «الله» جانت را زنده نگه ‏دار، نگذار روحت بمیرد، روحی که کار را برای طبیعت می‏ کند، روح مادیگرا و مرده است؛ زیرا طبیعت بی ‏جان نمی ‏تواند هدف بشر باشد، انسانی که طبیعت را رها می ‏کند و قبل از آن، طبیعت و دنیا او را رها می‏ کند شایسته نیست که به طبیعت دل ببندد.

* دشمن درونی را از بین ببر

«وأمِتْه بالزهاده»: در اثر بی‏ رغبتی به عالم طبیعت دشمن درونی را از بین ببر؛ آن گرایش به طبیعت را، که گردنت را در غُلّ و پایت را در سلسله می‏ کند، بمیران و جنبه ‏ای که تو را به اَبَد سوق می‏ هد احیا کن.

* جانت را با یقین تقویت

«وَقَوِّهِ بالیقین ونَوِّرهُ بالحکمهِ»

جانت را با یقین تقویت نما، انسان شاک ضعیف است؛ در معارف دین شک نکن، بدان که تو مسافری، نبودی و آمدی و سپس خواهی رفت، به همان دلیل که به دلخواه خود نیامدی به دلخواه خود نیز نمی‏ روی در این میان، راه را به تو نشان داده ‏اند و از تو خواسته ‏اند که راه صحیح را برگزینی، تو خود در انتخاب راه مختاری.

جان و شبستان روحت را با چراغ حکمت روشن کن. شناخت مبدأ و معرفت پایان عالم، شناخت رسولان، شناخت وظیفه، کمال و رشد انسانی و عمل به آنها حکمت است.

*پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید