کد خبر : 30623
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 مرداد 1400 - 17:25

نسخه‌ای قرآنی برای یک زندگی سالم و دور از انحراف

نسخه‌ای قرآنی برای یک زندگی سالم و دور از انحراف

استاد انصاریان در این جلسه با استناد به آیات قرآن نسخه و دستورالعملی قرآنی برای داشتن یک زندگی سالم و به دور از انحراف را بیان نمودند.

نسخه‌ای قرآنی برای یک زندگی سالم و دور از انحرافبه گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (امسا):یکشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۰ در ششمین روز ماه محرم توفیق شد از مراسم عزاداری حسینی و سخنرانی خطیب توانا و با اخلاص حسینی حاج شیخ حسین انصاریان در ورزشگاه سعیدی تهران بهره‌مند شوم.

ایشان در این جلسه با استناد به آیات قرآن نسخه و دستورالعملی قرآنی برای داشتن یک زندگی سالم و به دور از انحراف را بیان نمودند. در ادامه گزیده یاداشت‌هایم از این جلسه تقدیم شما معارف‌جویان عزیز می‌گردد تا از این طریق شما نیز بهره‌مند از این جلسه و مبحث شوید.

نسخه و دستورالعملی قرآنی برای یک زندگی سالم و به دور از انحراف

کتاب خدا آیه جالبی دارد، می‌فرماید: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ * لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ؛ قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است * برای هرکس از شما که بخواهد در همه شئون زندگی مادی و معنوی راه مستقیم بپیماید»(آیات ۲۷ و ۲۸ سوره تکویر). اگر بخواهید و دوست داشته باشید که زندگی شما یک زندگی مستقیمی باشد و کجی و انحراف در هیچ جای بدنه زندگی شما نباشد، برای همه جهانیان یک نسخه خداوند قرار داده است که این متن دو تا آیه است که کمتر از یک خط است.

این نسخه و دستورالعمل قرآنی نسخه‌ای کامل، تام و جامع است و زاویه‌ای از زوایای زندگی را این نسخه از نظر دور نداشته است. البته چند بار در قرآن مجید این معنا بیان شده که این نسخه توضیح‌دهنده و بیان‎کننده می‌خواهد، که اگر خودتان تنها سراغ این نسخه بروید چیزی گیرتان نمی‌آید و نسخه در زندگی شما معطل می‌ماند.

عرب و غیر عرب قرآن را بدون پیغمبر(ص) و عترتش نمی‌فهمند

اولین توضیح‎دهنده‌ قرآن وجود مبارک رسول خدا(ص) است که خدا می‌فرماید «وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ»؛ از این جمله معلوم می‌شود که آنان که زبان اصیل پدر و مادریشان عربی است آن‌ها هم قرآن را نمی‌فهمند. فکر نکنید که یک استاد دانشگاهی یا حوزوی که کاملا عرب است این فرد نیازی به توضیح‎دهنده قرآن ندارد و می‌فهمد، نه این‌طور نیست او هم نمی‌فهمد.

اگر اعراب قرآن را می‌فهمیدند، معلم قرآن در ملت عرب لازم نبود و در غیر عرب لازم داشت؛ ولی نه عرب و نه غیر عرب قرآن را نمی‌فهمد و این رسول خدا(ص) است که عمق آیات پیش اوست و باید برای مردم بگوید و آن‌ها را فرموده است؛ فرمایشات پیغمبر(ص) در جلدهای مختلف جمع‎آوری و مانده است و شیعه حق عظیمی به جهان دارد.

خدمت حیاتی اهل بیت(ع) در حفظ روایات نبوی نسبت به قرآن

حاکم دوم سقیفه چنان که در کتاب‌های خود اهل سنت نیز آمده است، نوشتن روایات پیغمبر(ص) را ممنوع کرد و هر کس هم از پیغمبر(ص) روایات داشت در آتش ریخت و خاکستر کرد، اما آنچه از آن روزگار از پیغمبر(ص) مانده است، قلم پیغمبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و سلمان و مقداد و ابوذر است که این روایات نبوی حفظ شد.

تا اینکه در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) این دو بزرگوار دریاوار بیانات پیغمبر(ص) را پخش و به نوشتن آن اصرار کردند؛ تا زمان امام عسکری(ع) شیعه ۴۰۰ کتاب ریشه‌دار و اصولی و روایتی داشت که این ۴۰۰ تا در عصر غیبت صغری منتقل به چهار کتاب بنیانی شد و از پراکندگی در آمد و تا الان به یادگار مانده است. این خدمت حیاتی اهل بیت(ع) و شیعه به توضیحات پیغمبر(ص) و ائمه طاهرین(ع) نسبت به آیات قرآن کریم بود، آن هم خدمتی که ارزیاب آن فقط خداست.

اهل بیت(ع)؛ معلمان قرآن بعد از پیغمبر(ص)

پیغمبر اکرم(ص) تا لحظه آخر عمر قرآن را توضیح داد و قرآن بعد از پیغمبر(ص) یک راهنمایی دیگری برای رجوع به معلمان قرآن را معرفی کرد و در آیه ۴۳ سوره نحل فرمود: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ از اهل دانش و اطلاع بپرسید.»

شما جامعه‌ لا تعلمون نسبت به دین و قرآن هستید، یعنی جاهل هستید. شما‌ ای لا تعلمون‌ها برای تعلمون شدن باید به اهل ذکر مراجعه کنید نه به اهل تسبیح اندازها بلکه کلمه ذکر در اینجا منظور قرآن است، یعنی رجوع به کسانی که کل وحی و حقایق و لطایف و ظرایف وحی در قلب آن‌هاست.

ما شیعیان در حدی به این حرف گوش دادیم اما نه به‌طور کامل. زندگی ما نسبتا از سلامت نسبی در کسب و کار و خانواده و عبادت و در خدمت به خلق باقی مانده و یک سلامت نسبی است، ولی دو میلیارد امت اسلام در هیچ کدام از زوایای زندگی آن‌ها سلامت وجود ندارد و حاضر هستم با قرآن و روایات پیغمبر(ص) ثابت کنم که کل بدنه زندگی این دو میلیارد بیمار است.

اینها باید به دکتر بروند ولی دکترها را قبول ندارند و طبیب آن‌ها امیرالمؤمنین(ع) و ائمه معصومین(ع) است، اما آن‌ها برای خود دکترهای دیگری را انتخاب کرده‌اند که این دکترها مغزشان ذلیل است و خود مشکل دارند که معروفشان چهار تا است.

خطر بزرگ در کنار نعمت ولایت

کنار این نعمت ولایت یک خطر بزرگ قرار دارد که قرآن گوشزد می‌کند که اگر این نعمت را نخواهید نه اینکه زبانی بگویید ما اهل بیت(ع) و امامان را نمی‌خواهیم بلکه عملا اگر نشان بدهید که با این نسخه قرآن و اهل بیت(ع) زندگی نمی‌کنید، این خطر بزرگ دم گوش شما است که قرآن در آیه ۱۶ سوره فاطر می‌فرماید: «إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ؛ اگر بخواهد شما را از بین می‌برد و آفریده تازه‌ای می‌آورد»، پس شما را رها می‌کنند و نسخه را به ملتی می‌دهند که عمل کنند.

سه قدم برای رسیدن به زندگی سالم و دور از انحراف/ معرفت؛ قدم اول

اما این نسخه و دستورالعمل قرآنی به استناد آیات ۲۷ و ۲۸ سوره تکویر چیست؟ این نسخه می‌گوید اگر می‌خواهید زندگی شما مستقیم و استوار و تا ابد ماندگار شود، هم در دنیا و هم در آخرت مستقیم باشید، سه قدم اصولی و ریشه‌دار باید بردارید که قدم اول معرفت است. در حد خودتان باید معرفت داشته باشید.

این نسخه توقع بیشتر و توقع شناخت تفصیلی از شما ندارد و نمی‌گوید معرفت و شناخت شما باید مانند ابراهیم و رسول‌های الهی باشد، آن‌ها شناخت‌شان، شناخت تفصیلی است، اما می‌گوید در حد خودتان باید معرفت داشته باشید که اگر معرفت نداشته باشید این نعمت را به ملتی دیگر می‌دهند. حجاب را اگر نخواهید، کسب حلال را اگر نخواهید، صداقت را اگر نخواهید به ملتی دیگر می‌دهند.

پس ما نباید دین و قرآن را تنها بگذاریم. محرم تمام می‌شود و از این مجالس می‌رویم اما بعد از این مجالس مهم است که این نعمت وجود قرآن و اهل بیت(ع) را با عمل کردن و اخلاق نیکو قدردانی کنید.

تنها راه حل مشکلات جامعه

دولت هم اگر بخواهد کارهایش حل شود تنها راهش قرآن و اهل بیت(ع) است و هیچ راه دیگری برای حل مشکلات وجود ندارد. حاضرم با آن‌ها بنشینم و ثابت کنم که مشکلات قابل حل نیست و ماندگار است و فقط با قرآن و اهل بیت(ع) مشکلات قابل حل است.

این مجالس حسینی کلید حل مشکلات است و این مجالس شما را نگه داشته است و خودتان خود را نگه نداشتید. این گریه‌ها این کشور را سر پا نگه داشته است و شما سر پا نگه نداشتید و به خودتان نبندید.

دو راه برای شناخت و کسب معرفت به خدا

معرفت و شناخت خدا دو راه دارد، یکی این است که به قرآن باید مراجعه کنید که خدا کیست؟ یکی هم اندیشیدن گاهی به روز و گاهی به شب است که یک نگاهی به این جهان بیندازید که قرآن هم در آیه ۱۹۱ سوره آل عمران می‌فرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَیٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند»، که نتیجه این اندیشه این می‌شود که در ادامه همین آیه می‌فرماید: «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ پروردگارا؛ این جهان با عظمت را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.».

خود را بشناسید، بشینید و بفهمید که چه کسی هستید؟ و به این نتیجه می‌رسید که عبد هستید و آزاد نیستید که هر کاری خواستید بکنید. این آزادی که غرب به ملت‌های اسلامی هدیه داد باعث شد که ملت‌های اسلامی را نابود کند و همه را به جان هم انداخت و فساد را در ملت‌های اسلامی به شدت ریشه‌دار کرد. پس بشینید فکر کنید که هستید و بدانید که عبد هستید و بعد بدانید که معبود و محبوب شما پروردگار است.

شادی نشانه‌ای از به دست آوردن کسب معرفت الهی

 بعد بنشینید و تفکر کنید که قرآن و معلمان قرآن چه کسانی هستند؟ و چه زمانی معلوم می‌شود که ما اهل معرفت هستیم؟ وقتی که معرفت را به‌دست آوردید حس می‌کنید که شاد هستید و سبک شده‌اید و خوشحال هستید و این علامت را حضرت رضا(ع) دادند و فرمودند: «الَّذینَ إذا اَحسَنُوا إستَبشَرُوا» وقتی که کار نیکی می‌کنند خوشحال می‌شوید که بالاترین نیکی معرفت به دست آوردن است.

چون که خدا دارد، منبع رحمت و مغفرت و فضل و احسان و رزق دارد او شاد است، همین‌طور چون معلمی مثل پیغمبر(ص) و ائمه و نسخه‌ای مثل قرآن را دارد، شاد است و سر از پا نمی‌شناسد و این شادی نشانه کسب معرفت است. پس از خدا بخواهیم و بگوییم خدایا گناه می‌کنیم اما در حال گناه کردن دلمان نمی‌خواهد گناه کنیم پس خدایا این ریشه گناه را از دل ما بکن، خدایا ما هم بنده و گدای تو هستیم ولی این مسائل اجتماعی و زندگی ما را در قفس انداخته است.

محبت؛ دومین قدم

دومین قدم محبت است. وقتی خدا را شناختید که زیبای بی‌نهایت است و قرآن و اهل بیت(ع) را هم فهمیدید که زیبای بی‌نهایت است آن‌گاه چراغ عشق و محبت در قلب شما روشن می‌شود و گیر این عشق الهی می‌افتید، و هر خطری هم که بیاید که شما را از این عشق جدا کند نمی‌تواند. چون عشق انسان را گیر می‌اندازد و خوب جایی هم عشق ما را گیر انداخته است.

اکنون که این عشق در دلتان ایجاد شده است از امام حسین(ع) بخواهید و بگویید که‌ ای حسین جان گناه ما سنگین‌تر از حُر نیست که نخواهی ما را قبول کنی. دو روز دیگر فقط مانده است دیر دارد می‌شود، بگویید حسین جان ما برای نوه‌ها و بچه‌هایمان با این اوضاع فساد می‌ترسیم پس در عالم برزخ برای نوه‌ها و نسل ما هم دعا کن که بعد از مردن ما هم این پرچم حسینی را به دوش بکشند و حرکت بدهند.

حسین جان واقعا از مادرت بخواه که از خدا بخواهد که در نسل ما گریه‌کنان امام حسینی، دختر و زن بی‌حجاب به‌وجود نیاید که روز قیامت خجالتش را نمی‌دانیم کجا ببریم، گرچه مرده‌ایم اما شاید دو نسل بعد از ما چند بی‌حجاب پیدا شود و خجالت و شرمندگی آن را چکار کنیم.

حرکت؛ سومین قدم

محبت که بیاید مسئله سوم خودش ظهور می‌کند که حرکت است. عشق کشاننده است، ما معشوق‌هایی که داریم که این عشق ما را به سمت معشوق می‌کشاند. پس در نتیجه حوزه معرفت و محبت و حرکت را که طی کردید حالا وارد فضایی می‌شوید که تمام مشکلات دنیا و آخرت را شخص پروردگار حل می‌کند و دیگر هیچ غصه‌ای ندارید.

حل مشکل حضرت آدم‌(ع) با توسل به خمسه آل عبا

حضرت آدم(ع) نمونه‌ای از کسانی است که برای حل مشکلش این سه قدم را برداشت و موفق شد. می‌گویند برای این مشکلش به شدت گریه می‌کرد، چون مقام قرب و همنشینی با ملائکه را از دست داده بود و از بهشت بیرونش کرده بودند و به این دنیا آمده بود و خیلی مشکل داشت، اما حضرت آد (ع) در حوزه معرفت و محبت و حرکت قرار گرفته بود و خدا هم مشکلش را حل کرد.

آدم(ع) کلماتی را از خدا دریافت کرد و جبرئیل آمد و خدا کلماتی به او آموخت و جبرئیل به آدم گفت من هر چه می‌گویم تو هم بگو: «یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْکَ الْإِحْسَان‌»، تا آدم کلمه حسین را گفت مثل آتیش غصه و اندوه به قلبش رسید و اشکش ریخت و گفت جبرئیل این پنجمی کیست؟ و جبرئیل گفت این از فرزندان تو هست که به مصیبتی گرفتار می‌شود که تمام مصیبت‌ها پیش او کوچک است و با لب تشنه سرش را می‌برند و وقتی دارند سرش را می‌برند یک نفر نیست که به دادش برسد.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید