کد خبر : 31242
تاریخ انتشار : پنجشنبه 7 بهمن 1400 - 17:49

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن
حجت‌الاسلام حسین تهرانی در جلسه این هفته درس اخلاق خود به تبیین رذیله اخافه مؤمن و راه درمان و علت آن پرداخت.

اخافه مؤمن و راه درمان و علت آن

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست‌نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی: شامگاه چهارشنبه ۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ جلسات درس اخلاق حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ حسین تهرانی، از اساتید حوزه علمیه تهران و فرزند ارشد آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی(ره) در مدرسه نور برگزار شد و توفیق شرکت در این جلسه را داشتم.

ایشان در این جلسه به تبیین رذیله اضرار به غیر و علت و راه های درمان آن پرداختند و در پایان به فضیلت خیررسانی در درمان این رذیله اشاره نمودند.

در ادامه یادداشت‌هایم از سخنان ایشان در این جلسه تقدیم شما معارف جویان عزیز می‌گردد تا از این طریق شما نیز بهره‌مند از این جلسه شوید.

اخافه مؤمن از رذایل اخلاقی و منظور از آن

یکی از موضوعاتی که ذیل رذیله اضرار به غیر و ایذا آمده، موضوع اخافه مؤمن است. اخافه مؤمن به این معنا است که فرد کاری کنند که سبب شود با این کار او برادر مؤمنش خوفی در دلش ایجاد شود، و به تعبیر ساده، ترساندن مؤمن و وارد کردن مکروهی در دل او است. و این موضوع با مسئله ایذا که اذیت کردن مؤمن بود، و مسئله اضرار که ضرر رساندن به مؤمن بود، فرق می‌کند.

اخافه مؤمن به معنای ترساندن مؤمن است که شخص خوف و ترسی را در دل او ایجاد کنند که این ایجاد خوف در دل مؤمن نیز یکی از رذایل اخلاقی است که مورد بحث علمای اخلاق است.

اخافه مؤمن از نظر علمای اخلاق و فقه‌ها

این نکته توجه شود که بحث اخافه مؤمن از نظر علمای اخلاق، جدای از بحث محاربه در باب فقه است که اگر کسی کاری کند مثلاً در جامعه اسلحه بکشد که مردم را بترساند، و با این کار او در جامعه ترس ایجاد شود خود این سبب ترس در بین مؤمنین اگر با شرایطی باشد که حکم خودش را در باب فقهی دارد، اما آنچه را که مد نظر اخلاق است و علمای اخلاق بیان می‌نمایند جدای از مبحث فقهی است.

منظور علمای اخلاق درباره اخافه مؤمن این است که اگر کسی عملی لفظی، بدنی و لسانی انجام دهد و با صرف گناه کردن باشد، و این عمل او باعث ترس در دل برادر مؤمن شود، این به معنای اخافه مؤمن از منظر اخلاق است.

تقسیم‌بندی اخافه مؤمن و اقسام آن

یک قسم این است که شخص با قصد، یک عملی از او صادر شود که به واسطه این عمل، طرف مقابل را بخواهد بترساند و در دل او یک خوف و ترسی ایجاد کند. حالا در اینجا طرف مقابل ممکن است از این عمل بترسد که اگر ترسید، تردیدی نیست که این عمل صدق اخافه مومن می‌کند.

اما قسم دوم اینکه یک وقت شخصی این عمل را با این نیت که فرد مقابل را بترساند انجام می‌دهد، اما طرف مقابل از این عمل او نمی‌ترسد. اینجا هم مسئله اخافه مومن است و شرع هم آن را نهی کرده است.

این قسم دوم نیز با قسم اول مساوی است هر چند طرف مقابل نترسیده است، اما از نظر تحقق اخافه مؤمن مثل قسم اول است و اصل اخافه محقق شده است و از نظر اخلاقی فرقی با قسم اول ندارد، اما شاید از نظر حکم شرعی نظر فقهی آن با هم فرق دارد.

اما یک مورد دیگر اینکه شخص چنین قصدی ندارد که برادر مومن خود را بترساند اما این عمل از او صادر شده است، به این معنا که این شخص بدون قصد اخافه به مومن است اما خصوصیات یا ظاهر و قیافه او ترسناک است ولی خودش قصد ندارد کسی را بترساند.

حالا در مقابل هم یک شخص اصلا کلاً رقیق القلب است و اعصاب ضعیفی دارد و ترسیده است، و این هم سبب نمی‌شود. در اینجا می‌گوییم آن شخص قیافه ترسناک دارد و این شخص مقابل هم شخصی ترسو است.

وسائل اخافه مؤمن

حالا انجام این عمل با وسیله یا بدون وسیله بودن آن، بحث دیگری است. در بحث وسیله این سؤال مطرح می‌شود که با چه وسیله‌ای این عمل را انجام داده است؟ و وسیله‌ای که اینجا گفته می‌شود، وسایلی است که جنبه شخصی داشته باشد.

یک وقت انسان با لفظ این کار را انجام می‌دهد و با لسان خود داد و فریادی می‌کشد و قصد او هم ترساندن طرف مقابل است؛ اینجا لفظ و زبان وسیله اخافه است.

اما یک وقت ممکن است عملاً به این معنا شدت آن این‌گونه نباشد و خفیف باشد، چه بسا با یک نگاه تند و غضبناک بخواهد به طرف مقابل نگاه کند و قصد او هم ترساندن طرف مقابل باشد. اینجا وسیله نگاه است.

یک وقت وسیله فرق می‌کند و شخص با وسایل شخصی خودش طرف را می‌ترساند. مثلاً با شلاق طرف مقابل را می‌ترساند، نه اینکه بخواهد او را با شلاق بزند، بلکه با نشان دادن شلاق می‌خواهد او را با این اقدام تهدیدآمیز بترساند.

بنابراین در وسایل اخافه مؤمن، شخص از وسایل مختلفی برای ترساندن برادر مؤمن استفاده می‌کند و قصد او نیز ترساندن طرف مقابل است.

حکم اخافه مؤمن از نظر شرعی و اخلاقی

اما در باب حکم این عمل باید گفت از نظر شرعی اگر شخص مجوز شرعی نداشته باشد، انجام این کار حرام است. چون انسان با قصد و نیت ترساندن شخص دیگری این کار را انجام داده است که این کار حرام است.

اما گاهی موضوع امربه‌معروف و نهی از منکر است و فرد مجوز شرعی این کار را دارد که اینجا یک بحث جدا و خاص است. اما اینجا که مورد بحث ما است فرد هیچ مجوز شرعی ندارد، پس قطعاً از نظر شرعی هم مرتکب حرام شده و تردیدی در حرام بودن عمل او نیست.

مثلاً جایی تاریک است و می‌داند طرف مقابل از وجود او خبر ندارد، حالا او در این تاریکی مخفی شده و تا طرف مقابل می‌آید، یک دادی می‌زند و طرف مقابل می‌ترسد، و آن فرد هم می‌خواهد با انجام این عمل لذت ببرد! که این نیت و صدور این عمل با این نیت، علاوه بر حرام بودن، از نظر اخلاقی هم جز رذایل اخلاقی است و صفت بسیار زشتی است.

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

علت و ریشه اخافه مؤمن در انسان

همان‌طور که در جلسات قبل بیان شد، هر صفت زشت و رذیله اخلاقی، طبیعتاً ریشه‌هایی دارد که ریشه‌های این عمل را باید پیدا کرد، چه بسا این ریشه‌ها منشأ می‌شوند تا آن رذیله از انسان صادر شود.

در مورد رذیله اخافه مؤمن نیز چندین علت وجود دارد. علت اول دشمنی و عداوت نسبت به دیگری است که این ریشه عداوت ممکن است او کاری کند که دیگری را که از او دشمنی دارد، بترساند.

ریشه دوم مسئله حسادت است که به دیگری حسد دارد و از روی حسدی که به دیگری دارد می‌خواهد به دیگری صدمه بزند و اینجا ظهور و بروز حسد در ترساندن فرد مقابل است.

ریشه سوم سوء خُلق است و فرد اخلاق تندی دارد و در اثر سوء خلق کاری می‌کند که طرف مقابل را بترساند.

ریشه دیگر کبر و خودبزرگ‌بینی است که باعث می‌شود فرد خود را از دیگران برتر به بنید و این رذیله از او صادر شود که گاهی فرد نسبت به زیردستان خود این حس خودبزرگ‌بینی را دارد و این عمل اخافه از او صادر می‌شود. یا اینکه گاهی خشم کنترل نشده هم ظهور و بروز آن با ترساندن است.

لذا افرادی که گرفتار این رذیله هستند اگر بدون مجوز شرعی باشد که حرام است و عمل زشتی مرتکب شده‌اند. حتی چه‌بسا افراد در جامعه مبتلا به این رذیله باشند و خود از آن خبر نداشته باشند و در عادی انگاری این رذیله را متوجه نشوند که در جامعه هم مردم زیاد به این رذیله اخافه مبتلا هستند.

گاهی به خاطر خودبزرگ‌بینی این رذیله اخافه در خانواده، محیط کاری و حتی جامعه خود را ظهور و بروز می‌دهد که چون طرف از زیردستان خود بالاتر است این رذیله را انجام می‌دهد.

لذا موضوع برتری نسبت به دیگران، فرد را به این رذیله مبتلا می‌کند که او زیر دست خود را در محیط‌هایی که هست، بترساند؛ مثلاً پدر نسبت به فرزند، مرد نسبت به زن، کارفرما نسبت به کارگر، همکار نسبت به همکار و…

نکوهش ائمه(ع) در روایات متعدد از اخافه مومن

روایات زیادی در این باب آمده است و از این رذیله نکوهش شده است. از جمله امیرالمؤمنین (ع) در روایتی می‌فرمایند: «: لا یَحِلُّ لِمُسلمٍ أن یُرَوِّعَ مُسلما»، برای شخص مسلمان حلال نیست که مسلمانی را بترساند، به این معنا که کاری کند که ته دل او خالی شود و بترسد و در صدد عملی است که ترس در دل او بیفتد.

همچنین امام صادق (ع) در روایتی می‌فرمایند: «مَنْ أَدْخَلَ اَلسُّرُورَ عَلَی مُؤْمِنٍ فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَدْ وَصَلَ ذَلِکَ إِلَی اَللَّهِ وَ کَذَلِکَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ کَرْباً»، اگر کسی مومنی را خوشحال کند، پیامبر (ص) را خوشحال کرده است و کسی که پیامبر (ص) را خوشحال کرده به تحقیق این خوشحالی به خدا رسیده است و در مقابل هم کسی که موجب ناراحتی مومنی شود، پیامبر (ص) و خدا را ناراحت کرده است.

غرض اینکه بسیار این رذیله اخافه نکوهش شده و متأسفانه بسیار هم در جامعه مشهود است اما به چشم نمی‌آید و عادی انگاری می‌شود، در صورتی که از رذایل اخلاقی است.

حتی در روایات دارد که چه‌بسا از نظر کیفیت ظریف‌ترین حالتی که در کیفیت شخص از خود نشان می‌دهد را گوشزد کرده‌اند. چون اخافه مؤمن فقط دادوفریاد نیست که گاهی با یک نگاه تندوتیز که در آن هیچ صدایی هم نیست، صادر می‌شود.

دراین‌باره امام صادق (ع) به نقل از پیامبر (ص) می‌فرماید: «مَن نَظَرَ إلی مُؤمِنٍ نَظرَةً لِیخیفَهُ بِها، أخافَهُ اللّهُ عَزَّوَجَل یَومَ لا ظِلَّ إلّا ظِلُّهُ»، اگر کسی به مؤمنی به‌گونه‌ای نگاه کند که بخواهد با آن نگاه او را بترساند و نگاه او تند و غضبناک باشد، خداوند او را در روز قیامت می‌ترساند.

چنین عملی در دنیا چنین عقوبت سنگینی در آخرت به همراه دارد. تا جایی که در روایات آمده چنین افرادی در روز قیامت به‌صورت مورچه محشور می‌شوند که تمام جسم آن‌ها کوچک است که این‌گونه او را ذلیل می‌کنند.

امام صادق (ع) در روایتی می‌فرمایند: «مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِیُصِیبَهُ مِنْهُ مَکْرُوهٌ فَلَمْ یُصِبْهُ فَهُوَ فِی اَلنَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِیُصِیبَهُ مِنْهُ مَکْرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِی اَلنَّارِ»، اگر انسان از روی تسلطی که بر زیر دست دارد، زیر دست را بترساند یا او را از سلطانی بترساند که سلطان ترسی ایجاد نمی‌کند، اگر آن شخص نترسد و ترسی در دل او نیاید، اما چون آن فرد با نیت ترساندن این عمل را انجام داد، این شخص در آتش است.

این روایت برای قسم دوم اخافه مومن است که اگر فرد با قصد ترساندن، شخصی را ترساند ولی آن شخص نترسید، باز اینجا عقوبت دارد. و در ادامه روایت می‌فرماید: اما اگر آن شخص ترسید، عقوبت او این است با فرعون و آل فرعون در آتش جهنم است. که قسمت دوم مربوط به قسم اول بود.

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

علت مبتلا و گرفتار شدن به اخافه مومن

حالا چرا برخی به این رذیله اخافه مؤمن گرفتار می‌شوند؟ همان‌طور که عرض شد، علت اصلی آن حالت بزرگ‌بینی و خود برتری و کبر است، و چه‌بسا وقتی فرد به این عمل مبتلا شد و آن را تکرار کرد، نسبت به انجام این عمل خیلی هم لذت می‌برد و از انجام آن خوشش می‌آید.

کلاً انسان در هر محیطی که خود را برتر ببیند، این عمل را بر روی زیردستان خود انجام می‌دهد، که باید در چنین مواقعی انسان خیلی مراقب باشد که این صفت زشت از او صادر نشود.

راه علاج و درمان آن

باید فرد خود را بررسی کند و ببیند ریشه این رذیله از چیست؟ چه چیزی باعث ابتلای او به این رذیله شده است؟ همان‌طور که عرض شد یکی از ریشه‌های ابتلا به این رذیله، عداوت و دشمنی به دیگران است، که اگر علت ابتلای او این ریشه است آن را درمان کند.

اگر ریشه آن حسادت، خودبزرگ‌بینی، سوء خُلق، خشم است، باید آن را درمان کند که منشأ این صفت زشت هستند.

راه دوم درمان این رذیله این است که انسان خود را در جای طرف مقابل بگذارد و به خود بگوید آیا دوست دارد کسی با او این کار را انجام دهد؟! پس دوست ندارید، لذا باید مراقب باشید تا شما هم به دیگران ترسی وارد نکنید، همان‌طور که خودتان دوست ندارید که دیگران شما را بترسانند. لذا گذراندن خود جای طرف مقابل یکی از راه‌های درمانی این رذیله است.

راهکار سوم درمان این رذیله این است که انسان همیشه متذکر به یاد خدا باشد، که این توجه به یاد خدا به انسان خیلی کمک می‌کند. بداند که انجام این کار از نظر شرعی معصیت و گناه است و حرمت دارد.

این یاد خدا بودن به انسان توجه می‌دهد و در کنارش هم بداند که انجام این عمل در این دنیا به‌زودی ظهور و بروز آن با عقوبت سخت در قیامت همراه است، که همان‌طور که به روایات اشاره شد، اگر کسی در این دنیا فردی را بترساند، باید منتظر باشد تا در قیامت هم گرفتار خوف خدا شود.

راه دیگر برای درمان این رذیله این است که فرد به عقوبت اخروی این رذیله توجه کند که اگر این عمل از او صادر شد، چه عواقبی خصوصاً در قیامت در انتظار صادرکننده این عمل است. و همان‌طور که گفته شد چنانچه فردی به‌قصد اخافه مؤمن عملی انجام دهد که او بترسد، حالا چه اینکه با این عمل او بترسد یا نترسد، این عقوبت در انتظار صادر کننده عمل است.

لذا کسی که عاقل و متدین است، هیچ‌گاه به سمت این‌گونه رذایل اخلاقی نمی‌رود و مراقب رفتار خودش است.

راه دیگر درمان این رذیله این است که ضد این رذیله را در باب فضائل اخلاقی انجام دهد. همان‌طور که در جلسات قبل عرض شد که علمای اخلاق برای درمان رذایل علاوه بر راهکار علمی و عملی، همیشه توصیه به انجام صفت پسندیده‌ی ضد این رذیله را نموده‌اند.

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

شاد کردن مؤمن صفت ضد ترساندن مؤمن

صفت پسندیده در مقابل رذیله اخافه مؤمن، ادخال السرور است که به تعبیر ساده به‌جای ترساندن او دل او را شاد کند. در آنجا داخل کردن ترس و ناراحتی و اندوه به دل مؤمن بود و اینجا در مقابل واردکردن شادی و خوشحالی بر دل مؤمن و یا برطرف کردن غم و اندوه از دل اوست.

ادخال السرور یکی از شاخه‌های فضائل اخلاقی نصیحت است، که نصیحت حالت خیرخواهی است که یکی از شاخه‌های آن این سرور و خوشحال نمودن دل مومن است که در دل او شادی ایجاد کند و یا بتواند غم و اندوهی را از دل او بیرون کند.

در این‌باره امام باقر (ع) از پیامبر (ص) نقل نمودند که حضرت فرمودند: «مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اَللَّهَ»، اگر کسی مومنی را مسرور و شاد کند، مرا مسرور کرده است و هر کس مرا خوشحال کرده، خدا را خوشحال کرده است.

همچنین حضرت در روایتی دیگر درباره ثواب تبسم به برادر مومن می‌فرمایند: «تَبَسُّمُ اَلرَّجُلِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ اَلْقَذَی عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَیْءٍ أَحَبَّ إِلَی اَللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ اَلسُّرُورِ عَلَی اَلْمُؤْمِنِ»، تبسم کردن شخص بر روی برادر مومن حسنه است.

یکی از روش‌های اخافه مومن مسئله گناه غضب‌آلود بودن است، که این روایت در درمان این رذیله آمده است که چهره‌ای متبسم به مؤمن داشته باشید. و این از اموری است که توصیه شده است.

در روایات است که از محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند ادخال سرور مومنین است. امام صادق (ع) در روایتی فرمودند: «لَا یرَی أَحَدُکمْ إِذَا أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَیهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ بَلْ وَ اللَّهِ عَلَینَا بَلْ وَ اللَّهِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص)»، اگر کسی از شما نسبت به برادر مومن مسرور شود، به خدا قسم ما را خوشحال کرده است و نه تنها ما را خوشحال کرده بلکه پیامبر (ص) و خدا را هم خوشحال کرده است.

همچنین در ذیل آیه ۵۸ سوره احزاب که خداوند می‌فرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا؛ و کسانی که مردان و زنان مؤمن را [با متهم کردن] به اعمالی که انجام نداده اند، می‌آزارند، بی‌تردید بهتان و گناه بزرگی بر عهده گرفته اند.»، آمده است که شخصی نزد امام صادق (ع) این آیه را قرائت کرد و حضرت فرمود: می‌دانی ثواب کسی که مومن را شاد کند، ثواب ده حسنه و هزار هزار حسنه!

بنابراین ادخال السرور در قلب برادر مومن عملی است که مقابل رذیله ترساندن مومن انجام می‌شود و انسان باید دنبال این فضائل اخلاقی برود که دل مومن را شاد و مسرور کند.

اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آن

دو تذکر در باب شاد کردن دل مومن

اما اینجا در باب شاد کردن دل مؤمن یک تذکر مهم است و آن اینکه در اینجا گفته شد اخافه مؤمن از نظر اخلاقی کاری قبیح و زشت است که از نظر شرعی هم بدون مجوز شرعی باشد، حرام است. اما در مقابل به شاد کردن دل مؤمن و ادخال السرور تأکید شده که مستحب و خوب است.

نکته اول اینکه در اینجا در باب شاد کردن دل مؤمن باید توجه کرد که همان‌طور که اخافه مؤمن حرمت شرعی دارد، در این طرف هم ادخال السرور مؤمن نباید با هر وسیله و از هر راهی باشد! به این معنا که این شاد کردن دل مؤمن باید در چارچوب و ضوابط شرعی انجام شود، نه به هر وسیله‌ای بخواهید دیگران را بخندانید و شاد و خوشحال کنید.

در اینجا حدومرز وجود دارد و نباید با یک عمل گناه و معصیت بخواهید دل مؤمنی را شاد کنید که این خودش گناه است، بلکه باید با وسیله‌ای که از نظر شرعی مجوز شرعی دارد، دل مؤمن را شاد کنید.

متأسفانه خیلی‌ها وقتی می‌خواهند یک عمل مستحبی انجام دهند، با وسایل حرام آن را انجام می‌دهند و مرتکب گناه می‌شوند. باید مراقب بود که با غیبت کردن این‌وآن، و با ابزارهای لهو و لعب حرام نمی‌توان دلی را شاد و خوشحال کرد و شرع هم‌چنین مجوزی نداده است.

این هدف صحیح نیاز به ابزار صحیح دارد و با هر وسیله و ابزاری نمی‌توان آن را انجام داد، چون با وسیله غلط و حرام نمی‌توان به هدف صحیح رسید.

نکته دوم اینکه این اخافه مؤمن گاهی به تعبیری این قدر زشت می‌شود که دو آتشه از نظر گناه و معصیت می‌شود، یعنی برای صدور یک عمل حرام یک عمل حرام دیگر هم انجام شده است. مثلاً فرد برای ترساندن شخص مقابل از دروغ استفاده کرده است که با یک دروغ ته‌دل طرف مقابل را خالی کند. اینجا عمل اخافه مؤمن خودش گناه و حرام است و برای انجام آن دروغ هم گفته است که دروغ هم حرام است و دو تا گناه و دو تا حرام مرتکب شده است.

نتیجه‌گیری

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین تهرانی اخافه مؤمن ترساندن او و راه درمان و علت آنلذا یکی از رذایل اخلاقی اخافه مؤمن است که انسان باید مواظب و مراقب باشد درجایی که هست یا افرادی که هستند به این رذیله مبتلا نشود، که خیلی وقت‌ها این رذیله پیش‌ پا افتاده است و متأسفانه در جامعه عادی شده است که این‌طور نیست.

حتی فقه‌ها درباره آن فتوا داده‌اند و از نظر اخلاقی هم صفت زشت و از رذایل اخلاقی است و عقوبت سختی نیز در انتظار صادر کننده این عمل است.

راه درمان هم تحصیل صفت پسندیده مقابل آن، شاد کردن دل مؤمن از طریق چارچوب و ضوابط شرعی است. و از خدا هم کمک بخواهید که مبتلابه این رذیله نشوید.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

منابع روایی این جلسه:

  1. حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ يُوسُفَ اَلْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُيَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو اَلْحَسَنِ بَكْرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ زِيَادِ بْنِ مُوسَى بْنِ مَالِكٍ اَلْأَشَجُّ العصري [اَلْقَصْرِيُّ] قَالَ حَدَّثَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيّاً يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ وَ عَمِّهِ زَيْدٍ عَنْ أَبِيهِمَا عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ وَ عَمِّهِ عَنْعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُرَوِّعَ مُسْلِماً .
    از فاطمه بنت على بن موسى(عليهما السّلام)مروى است كه فرمود از پدر بزرگوارم شنيدم كه بتوسط‍‌ آباء امجاد خود از على بن ابى طالب(عليه السّلام)روايت ميكرد كه آن جناب فرمود حلال نيست از براى هيچ مسلمانى كه بترساند مسلمانى را.
    عبون الأخبار / ترجمه آقا نجفی ; ج ۲ ص ۳۰۶.
  2. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى عَنِ اَلْوَلِيدِ بْنِ اَلْعَلاَءِ عَنِ اِبْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَنْ أَدْخَلَ اَلسُّرُورَ عَلَى مُؤْمِنٍ فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَدْ وَصَلَ ذَلِكَ إِلَى اَللَّهِ وَ كَذَلِكَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَيْهِ كَرْباً .
    از امام صادق(عليه السّلام)فرمود: هر كه مؤمنى را شاد كند،رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)را شاد كرده و هر كه وسيلۀ شادى رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)را فراهم آورده،آن را به خدا پيوسته و چنين است كسى كه گرفتارى و غم براى مؤمن فراهم سازد(يعنى رسول خدا و بلكه خدا را آزرده است).
    اصول كافى / ترجمه كمره اى ; ج ۴ ص ۵۷۱.
  3. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: مَن نَظَرَ الى مومن نظرةً یخیفُهُ بها أخافَهُ اللَّهُ تعالى یومَ لا ظِلَّ الّا ظِلّهُ.
    هر کس مومنى را با نگاهش بترساند، خداوند در روزى که سایه‌اى جز سایه او نیست وى را بترساند!
    میزان الحکمه: ۱/ ۱۱۸؛ بحارالانوار: ۷۵/ ۱۵۰ .
  4. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ اَلْخَفَّافِ عَنْ بَعْضِ اَلْكُوفِيِّينَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَلَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَهُ مِنْهُ مَكْرُوهٌ فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِي اَلنَّارِ .
    امام صادق(عليه السّلام)،فرمود: هر كه مؤمنى را از سلطان بترساند تا به او بدى رسد و نرسد، سزايش اين است كه در دوزخ رود،و هر كه مؤمنى را از سلطانى بترساند تا به او بدى رسد و برسد به او،سزايش اين است كه با فرعون و خاندان فرعون در دوزخ باشد.
    اصول كافى / ترجمه كمره اى ; ج ۵ ص ۳۶۱.
  5. أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اَللَّهَ .
    امام باقر(عليه السّلام)مى‌فرمود: رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)فرموده است: هر كه مؤمنى را شاد كند،مرا شاد كرده و هر كه مرا شاد كند، خدا را شاد كرده.
    اصول كافى / ترجمه كمره اى ; ج ۴ ص ۵۵۹.
  6. عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: تَبَسُّمُ اَلرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ اَلْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ اَلسُّرُورِ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ .
    امام باقر(عليه السّلام)فرمود: لبخند مرد در روى برادرش،حسنه است و دور كردن خار و خاشاك از وى حسنه است و خدا پرستيده نشده به كارى كه دوست‌تر باشد نزد خدا از شاد كردن دل مؤمن.
    اصول كافى / ترجمه كمره اى ; ج ۴ ص ۵۵۹.
  7. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:لَا یرَی أَحَدُکمْ إِذَا أَدْخَلَ عَلَی مُؤْمِنٍ سُرُوراً أَنَّهُ عَلَیهِ أَدْخَلَهُ فَقَطْ بَلْ وَ اللَّهِ عَلَینَا بَلْ وَ اللَّهِ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ(ص)؛
    گمان نکنید وقتی مؤمنی را شاد می کنید، فقط او را شاد کرده اید، بلکه به خدا سوگند که ما را شاد کرده اید؛ بلکه بالاتر به خدا سوگند که رسول خدا را شاد کرده اید.
    بحار الانوار، ج ۷۴، باب ۳۰، روايت ۷۰٫
  8. الصّادق ( عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ قَالَ: کَانَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (فَقَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً قَالَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (فَمَا ثَوَابُ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیْهِ السُّرُورَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ فَقَالَ إِی وَ اللَّهِ وَ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَهًٍْ.
    امام صادق ( عبدالله‌بن سنان گوید: مردی خدمت امام صادق (بود و این آیه را قرائت کرد: وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً. امام صادق (فرمود: «پس ثواب کسی که به مؤمنی شادی رساند چیست»؟ عرض کردم: «فدایت شوم ده حسنه». فرمود: «آری به خدا! و هزار هزار حسنه».
    الکافی، ج۲، ص۱۹۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۳۵۴/ بحار الأنوار، ج۷۱، ص۲۹۶.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید