کد خبر : 4684
تاریخ انتشار : پنجشنبه 5 تیر 1399 - 17:13

ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم/ شرط هدایتگری قرآن

ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم/ شرط هدایتگری قرآن

آیت الله جاودان با اشاره به ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم گفت: فاصله امام زمان(عج) با دیگران از عرش تا فرش است اما ملاقات و تشرف به محضر امام زمان(عج) زحمت می خواهد.

آیت الله جاودان با اشاره به ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم گفت: فاصله امام زمان(عج) با دیگران از عرش تا فرش است اما ملاقات و تشرف به محضر امام زمان(عج) زحمت می خواهد.


ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم/ شرط هدایتگری قرآن آیت الله جاودان
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (سلطان‌احمدی دات آی آر):  جلسه هفتگی درس اخلاق حضرت استاد آیت الله حاج شیخ محمدعلی جاودان(حفظه‌الله) چهارشنبه ۴ تیرماه ۱۳۹۹ با رعایت پروتکل های بهداشتی در حسینه نورانی مرحوم شیخ مرتضی زاهد(ره) برگزار شد.
آیت‌الله جاودان در این جلسه با ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم به محضر امام زمان(عج) اشاره نمودند و دو نکته را از این تشرف بیان کردند و در ادامه با اشاره به آیه ۱۵ و ۱۶ سوره مائده به شرط هدایتگر بودن قرآن در رسیدن به راه هدایت و راه سلامت اشاره کردند و در پایان ماجرای توسلشان به حضرت معصومه(س) را بیان نمودند.
در ادامه مشروح بیانات ایشان به شرح زیر تقدیم شما معارف‌جویان عزیز که امکان شرکت در این جلسه را نداشتید، می‌گردد.

خدمت مرحوم علامه طباطبایی در مشهد بودیم و در فصل تابستان ایشان مشهد بودند و آنجا در روزهای پنجشنبه و جمعه می‌شد که ایشان را ملاقات کرد. در یکی از این روزها که خدمت ایشان بودیم، کسی گفت: زیارت امام زمان (عج) ممکن نیست! همه اهل مجلس هم این جمله را شنیدند و ناگزیر خود علامه هم شنید اما چیزی جواب نداد.

ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم

اما چند دقیقه بعد علامه شروع به نقل داستانی کردند و فرمودند مشایخ ما می‌فرمودند: – قاعدتاً اساتید ایشان هم مرحوم قاضی بود که ایشان فرمایش فرموده بودند – که مرحوم علامه بحرالعلوم هر شب از نجف حرکت می‌کرد و به مسجد کوفه می‌رفت و آنجا تا صبح عبادت می‌کرد. نقل نمودند که ایشان ۱۸ سال هر شب از نجف حرکت می‌کرد و به مسجد کوفه می‌رفت و تا صبح به عبادت می‌نمود.

مسجد کوفه هم یک مجموعه عباداتی دارد و ایشان آن عبادات و عباداتی که خودش در نظر داشت را تا صبح انجام می‌داد و صبح نماز صبح را می‌خواند و به نجف بر می‌گشت، تا بتوانند درس‌های حوزه نجف را بگوید.

آن زمان مرجعیت بین سه نفر از علمای بزرگ شیعه تقسیم شده بود که مثلاً یک نفر مسائل مردم را جواب بدهد، فرد دیگر درس طلاب را اداره کند و اینگونه بین این سه نفر مرجعیت تقسیم شده بود. در هر صورت ایشان برای اینکه به کارهای نجف برسد سریع بعد از نماز صبح حرکت می‌کرد که به نجف برسد.

مسجد کوفه‌ی قدیم که با پول حلال ساخته بودند، یک زمین خاکی با همان ساختمان قدیمی بود و از در و دیوار این مسجد بوی معنویت می‌آمد تا حدی ما که کر و کور هستیم این را می‌فهمیدیم و خیلی مسجد خوبی بود.

۱۸ سال رفتن علامه بحرالعلوم از نجف به مسجد کوفه

علامه بحرالعلوم طبق معمول که شب از نجف به سوی مسجد کوفه حرکت کرده بود اما در دلش افتاده که به مسجد سهله برود. و دلش می‌خواهد مسجد سهله برود اما ۱۸ سال هر شب مسجد کوفه رفته است و نمیخواهد این را بشکند. بنابراین با میل درونی و باطنی خودش به رفتن مسجد سهله می‌جنگند و به طرف مسجد کوفه می‌رود، اما عشق و علاقه ایشان به مسجد سهله زیاد می‌شد تا اینکه طوفان شد و طوفان از روبرو بود که مسیر مسجد کوفه بود و طوفان به حدی بود که امکان باز کردن چشم هم نبود و امکان رفتن مقدور نشد و ایشان ناگزیر پشت به مسجد کوفه کرد و به طرف مسجد سهله رفت. مسجد سهله هم آن زمان خرابه بود اما مسجد بود. در هر صورت با ناراحتی و کراهت مسجد کوفه را رها کرده و به سمت مسجد سهله می‌رود.

مسجد سهله سابقاً یک محوطه بزرگ داشت و از آن محوطه وارد مسجد می‌شدید و داخل مسجد هم یک مقامی به نام مقام صاحب الزمان(عج) است که به اندازه یک اتاقکی است و آن طرفش هم باز است. ایشان از این در اول محوطه وارد شد و از در دوم هم وارد مسجد شد و دید مسجد در آن مقام روشن است و نوری است اما نور عادی نیست و نور چراغ هم نیست، اصلا آن شب هم در آن طوفان چراغی روشن نمیماند!

ایشان ایستاده و آن مقام صاحب الزمان(عج) را نگاه می‌کند و می‌بیند یک آقایی آنجا مشغول نماز و عبادت است ولی ایشان نمیتواند اصلا حرکت کند و دست و پا و زبانش هم بسته شده و هیچ کاری نمیتواند بکند و همانطور ایستاده است، تا اینکه نماز حضرت تمام شد و رویشان را به سمت در برگرداند که ایشان در درگاه ایستاده است و به زبان فارسی و لهجه بروجردی – چون اصل مرحوم علامه بحرالعلوم بروجردی هستند – به ایشان فرمودند: مهدی بیا!

علامه بحرالعلوم در آغوش امام زمان(عج)

حالا مهدی بحرالعلوم مرجع تقلید عالم تشیع است وایشان چند قدم جلو رفت و ایستاد ولی هیبت حضرت اجازه جلوتر رفتن را به او نداد، تا اینکه دوباره حضرت فرمود: مهدی بیا و باز ایشان چند قدم جلوتر رفت و باز ایستاد و جرأت نمیکند جلو برود، بار سوم حضرت فرمود: ادب در حرف گوش کردن است نه دست به سینه بودن! با این سخن علامه بحرالعلوم گفت چشم و رفت جلو و حضرت آغوش باز کرد و ایشان را در آغوش گرفت.

می گویند میرزای قمی همتای ایشان بود و هر دو از شاگردان برجسته مرحوم آقا باقر وحید بهبهانی بودند که مرجع تقلید زمان بود. میرازی قمی به نجف و نزد بحرالعلوم هم آمد و وقتی را در بازدید انتخاب کرد که کسی نباشد، بعد آنجا میرزا به بحرالعلوم می‌گوید شما داستان کرامات خود را نمیتوانید پنهان کنید چون عالم گیر است و عالم می‌دانند، بنابراین انکار نفرمایید و بفرمایید از کجا بوده است و چه شد و از کجا شروع شد؟

بحرالعلوم هم می‌گوید: ۱۸ سال مسجد کوفه می‌رفتم تا اینکه آن شب به محضر حضرت ولیعصر(عج) در مقام صاحب الزمان(عج) رسیدم و ایشان مرا بغل کرد و هر چه شد در آن بغل شد و بقیه را نمیتوانم بگویم چه شد.

اهل قم جهت حل مشکلات به میرازی قمی متوسل شوند

حالا خود میرزای قمی صاحب کرامت بود و هنوز هم هست و هر کس قم مشکلی دارد به ایشان مراجعه کند. اگر شما قمی هستید و خانه می‌خواهید بروید سر قبر ایشان و خانه گیرتان می‌آید و علی آخر.

از این ماجرا دو نکته را می‌خواهم عرض کنم:

اولاً: فاصله امام زمان (عج) با دیگران از عرش تا فرش

نکته اول این است که فاصله حضرت صاحب الزمان (عج) با دیگران فاصله عرش تا فرش است. یک آقایی بود و مشتری جمع می‌کرد و همه این مشتری‌ها به محضر آقا مشرف می‌شدند و یک خانمی دو جلسه در مجلس ایشان آمده بود و بعد حضرت را ملاقات کرده بود در صورتی که ملاقات با حضرت این جوری نیست.

فاصله ما تا حضرت فاصله عرش است و حالا عرش هم که می‌گوییم نه عرش چون ایشان فوق عرش تا زمین هستند.

دوماً: نیاز به زحمت کشیدن زیاد برای ملاقات با حضرت

نکته دوم اینکه برای رسیدن محضر حضرت باید زیاد زحمت کشید، علامه بحرالعلوم زیاد زحمت کشیده بود و ۱۸ سال زحمت کشید. این ماجرا در کتاب منتخب الاثر هم نقل شده است که برخی می‌گویند شب جمعه ایشان به مسجد کوفه می‌رفت اما آنچه را من از علامه طباطبایی شنیدم این بود که ایشان هر شب به مسجد کوفه می‌رفت.

پس برای ملاقات با حضرت یک چنین چیزی لازم است. این ملاقات زحمت دارد آن قدر آن مرتبط بلند است که با صد تا صلوات و مثلاً یک شب نماز شب نمیشود رسید.

قرآن چه کسانی را هدایت می‌کند؟

قرآن می‌فرماید: «قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ»، آیه ۱۵ سوره مائده: همانا از جانب خدا برای (هدایت) شما نوری (عظیم) و کتابی آشکار آمد.

برای شما از طرف خدا یک نور و یک کتاب آشکار برای هدایت شما آمده است که راه را به شما نشان می‌دهد چون قرآن کتاب مبین است.

پس اگر کسی می‌خواهد از این کتاب بهره‌مند شود شرط دارد که در آیه بعد می‌فرماید: «یهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ» آیه ۱۶ سوره مائده: خدا بدان کتاب هر کس را که از پی خشنودی او رود به راههای سلامت هدایت کند.

خدا به این کتاب و نور کسی را هدایت می‌کند که دنبال رضای خدا باشد، چنین فردی با این کتاب هدایت می‌شود. حالا به کجا هدایت می‌شود که در ادامه می‌فرماید: « سُبُلَ السَّلَامِ » به راه‌های سلامت هدایت می‌شود.

کسی که به قرآن برسد تازه به راه راهنمایی می‌شود و قرآن راه هدایت را به او نشان می‌دهد. اما با دیدن راه هدایت باید در این راه قدم گذاشت نه آن را از دور تماشا کرد. بعد از اینکه به این نور و کتاب مبین رسیدید و دنبال رضای خدا بودید و شما را به این راه بردند دیگر شیطان دستش به شما نمیرسد.

اینکه شب و روز شیطان به برخی تسلط دارد به خاطر این است که در راه سلامت و اطاعت و رضای خدا نبودند، که اگر بودند خدا آن‌ها را به راه سلامت می‌بردند که در این آیه فرمود: «قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ».

کسانی که در راه هدایت هستند

اگر یک نفر کریم است یا در جهاد در راه خدا است، این در یک راه سلامت قرار دارد. همچنین دست در جیب کردن و انفاق و بذل وبخشش نمودن نمونه‌ای از قرار داشتن در راه سلامت است. منظور از انفاق هم این مبلغ‌های کمی که هر صبح صدقه می‌دهید نیست، این مبالغ کم برای دفع بلای در طول روز است.

منظور یک انفاق درست و حسابی است؛ بذل و بخشش شخصیت انسان را تثبیت می‌کند و هر کس در حد خودش انفاق کند که اینها راه سلامت است.

خونسردی در مقابل توهین و فحش / ماجرای توهین به خواجه نصیرالدین

گشادگی سینه و داشتن قدرت تحمل هم نوعی دیگر از خصلت‌هایی است که انسان را در راه سلامت قرار می‌دهد، چنین افرادی اگر کسی به آن‌ها فحش هم بدهند خیلی خونسرد هستند و اصلاً چیزی نمیگوید.

نقل است کسی به خواجه نصیرالدین طوسی نامه‌ای نوشته بود و گفته بود شما بدترین حیوان عالم هستید! و ایشان هم در جواب نوشته بود مثلاً گرگ یا سگ چهار پنجه دارد که در آن ناخن‌های تیز است، اما من در دستم ناخن‌های تیز نیست و پنجه هم ندارد و او چهاردست و پا راه می‌رود و من نمیروم. و خیلی خونسرد جواب می‌دهد اما اگر به کسی بگویند سگ او اوقاتش تلخ می‌شود.

در حرم حضرت رضا(ع) خدمت آیت الله مصباح یزدی بودیم که دانشجویی آمد و گفت زمانی اوایل دانشگاه پشت سر شما خیلی حرف زدم، ایشان هم گفت من باید از شما معذرت خواهی کنم. اینها نمونه‌ای از قرار داشتن در راه سلامت است.

اعمالتان باید برای رضای خدا باشد تا به راه هدایت برسید

اگر نماز می‌خوانید باید به دنبال رضای خدا نماز بخوانید، یا روضه می‌روید باید برای رضای خدا روضه بروید و اگر هر کار دیگری می‌کنید همه این کارها باید برای رضای خدا باشد که ثمره آن رسیدن به راه سلامت است.

می گویند مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی فرموده بود به آرزویم رسیدم و همینطور مرحوم آیت الله حاج آقا حق‌شناس هم می‌فرمود دیگر هیچ حاجتی ندارم و به آرزویم رسیدم. گاهی یک حاجتی هست که اگر به آن برسید به همه حاجت‌هایتان رسیدید. اصلاً هر کس تو را یافت چه چیز ندارد.

اگر خدا مدد کند ممکن است که آدم به آن برسد و اگر وسط راه هم از دنیا بروید خوب در برزخ اجازه می‌دهند این راه را ادامه دهید. البته آنجا بیشتر طول می‌کشد اگر اینجا یک شب برای نماز شب بیدار می‌شوید مثل اینکه ده هزار شب در عالم برزخ بیدار شدید، مثلاً یک شب اینجا شاید معادل ده هزار شب آنجا باشد، یا یک ریال که اینجا به فقیر دادید مثل اینکه آنجا یک میلیارد داده‌اید و فاصله زیاد است.

نقل کردند که مرحوم مطهری به خواب همسرش آمده بودند و گفته بود ما هر روز صبح به محضر حضرت حسین(ع) می‌رویم و ایشان برای ما درس توحید می‌فرمایند.

شفای قلب آیت الله جاودان با توسل به حضرت معصومه(س)

حالا حضرت معصومه(س) هم در توحید استاد این فن است، کسی به ایشان نگفته استاد من عرض می‌کنم و لفظش را ایشان ببخشند؛ من یک مشکل خیلی خیلی (بزرگ جسمی) داشتم که قلبم می‌سوخت، در اثر آن فشار خیلی قلبم می‌سوخت و رفته بودیم به زیارت ایشان و خودم را به حرم مالیدم دیدم دیگر قلبم نمیسوزد و تمام شد.

خانم و آقا هم ندارد هر کس این راه را برود به راه سلامت می‌رسد و هر لحظه هم باید خدا کمک کند تا بتواند این راه را ادامه دهد و لحظه‌ای بدون خدا وجود ندارد که او به تنهایی به مقصد برسد.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

بیشتر بخوانید:

دیگر مطالب و بیانات حضرت استاد آیت الله جاودان را اینجا کلیک نموده و بخوانید

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید