کد خبر : 4691
تاریخ انتشار : جمعه 13 تیر 1399 - 17:29

امام رضا(ع) پناهگاه مردم در آخرالزمان و راه رسیدن به مقام رضا

امام رضا(ع) پناهگاه مردم در آخرالزمان و راه رسیدن به مقام رضا

حجت الاسلام عالی در مراسم جشن ولادت امام رضا(ع) در حسینیه انصار الحسین(ع) تهران گفت: بالاترین مقام معرفتی مقام رضا و تسلیم است که راه رسیدن به آن ارتباط و توسل به امام رضا(ع) است.

حجت الاسلام عالی گفت: بالاترین مقام معرفتی مقام رضا و تسلیم است که راه رسیدن به آن ارتباط و توسل به امام رضا(ع) است.


 امام رضا(ع) پناهگاه مردم در آخرالزمان و راه رسیدن به مقام رضا

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (سلطان‌احمدی دات آی آر): توفیق شد شب گذشته پنج شنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۹۹ در مراسم جشن میلاد آقا امام رضا(ع) در حسینیه مؤسسه انصار الحسین(ع) تهران شرکت کنم که این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام مسعود عالی و مولودی خوانی برادران حاج حیدر خمسه و محمد معتمدی کربلایی برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام عالی با بیان سه لقب معروف و مشهور امام رضا(ع) به علت بیان مشهوریت آنها پرداخت و با تذکر اینکه علت مشکلات و گره های زندگی اعمال خود انسان است، راه رسیدن به مقام رضا و تسلیم را ارتباط و توسل با امام رضا(ع) دانست.

همچنین وی در ادامه امام رضا(ع) را پناهگاه مردم در دروان آخرالزمان دانست و در پایان توصیه ای از امام رضا(ع) به مرحوم آیت الله بهجت را بیان کرد. مشروح بیانات ایشان در ادامه از نظرتان می گذرد.

الهام انتخاب اسم افراد از سوی خدا به والدین

ضرب المثلی در عربی است که می‌گویند اسماء افراد از آسمان می‌آید هر چند در بعضی از روایات مشابه این موضوع آمده است که در باب عقیقه که مستحب است در روز هفتم برای نوزاد عقیقه کنند آمده که در روز هفتم مستحب است که برای او اسم بگذارید که خداوند از آسمان اسم او را می‌فرستند.

به این معنا که یک الهامی به قلب پدر و مادر می‌شود که یک اسم مناسب با شخصیت و حالات و روحیات آن نوزاد انتخاب کند.

برای همین است که در روایات ما آمده است که اولین چیزی که در دوستی از کسی سؤال می‌کنید اسمش است، چون اسم‌ها تا حدی معرف شخصیت افراد است و اسم او شخصیت او را می‌گوید و یک لفظ خشک و خالی نیست، بلکه یک الهام است که این اسم برای این فرد گذاشته شده است.

در علوم غریبه هم می‌گویند که مثلا برای ازدواج اسم مادر و پدر دختر و پسر را می‌پرسند و با ابجد حساب می‌کنند که آیا این دو به هم می‌خورند هر چند خیلی دلیلی این مطلب ندارد و حجیت هم ندارد.

اسم‌های ائمه (ع) از سوی خداوند و هر کدام اشاره به شأن آنها

قدر مسلم اسم‌هایی که از آسمان می‌آید اسم ائمه معصومین (ع) است. اگر اسم‌های ما از آسمان نیاید اما اسم ائمه معصومین (ع) قطعا از سوی خدا آمده است. بنابراین اسامی و القاب ائمه معصومین (ع) حتما از طرف خدا است و در روایات ما هم به آن تصریح شده است.

و هر کدام از اسم‌های معصومین اشاره به یک کمال و‌ شأن و ماموریتی که آن امام معصوم دارد است و بی‌خود کسی هادی و جواد نشده است. اگر کسی این اسم‌ها را دنبال کند، بابی از معرفت به سوی او باز می‌شود.

توصیه به مطالعه کتاب نجم الثاقب درباره مهدویت

کتاب نجم الثاقب تالیف میرزای نوری است که توصیه می‌کنم حتما این کتاب را بخوانید که کتاب بسیار ارزشمندی است، خصوصا اگر دنبال مطالب ناب از امام زمان (عج) هستید حتما این کتاب را بخوانید.

در این کتاب ۱۸۰ اسم درباره امام زمان (عج) از جمله بقیه الله، مهدی، صاحب العصر و … ذکر شده است که هر کدام یک بُعد از ابعاد وجودی امام زمان (عج) را بیان می‌کند که اگر کسی این اسم‌ها را دنبال کند معارف زیادی کسب می‌کند.

امام رضا (ع) دارای بیش از ۵۰ لقب

برای امام رضا (ع) هم تا ۵۰ لقب برای ایشان شمرده‌اند، اما ۳ لقب ایشان خیلی معروف است که لقب «رضا» معروف‌ترین لقب حضرت است و دیگر لقب ایشان «رئوف» است که در زیارتنامه ایشان امام جواد می‌گوید: «السلام علیک یا امام الرئوف» و دیگر لقب معروف ایشان لقب «عالم» است.

علت دادن لقب عالم به امام رضا (ع)

با اینکه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) علوم را گسترش داده‌اند اما به امام رضا (ع) لقب عالم را داده‌اند، که شاید دلیلش این باشد که در دوران امام رضا (ع) ممنوعیت منبر و تبلیغ برداشته شد و امام توانست علنی جلسات درس برگزار کند.

خصوصا در مجالس مناظره‌ای که مأمون تشکیل می‌داد، امام رضا (ع) شرکت می‌کرد و مأمون هم این جلسات را برای شکست دادن امام رضا (ع) تشکیل می‌داد و بزرگان فرق مختلف را جمع می‌کرد و در برابر امام رضا (ع) قرار می‌داد اما امام رضا (ع) با همه آن‌ها با کتاب خودشان جواب می‌داد و آن‌ها را محکوم می‌کرد، مثلا با عالم بزرگ یهودی با تورات و با عالم بزرگ مسیحی با انجیل جواب می‌داد و اینجا آن علم اهل بیت (ع) از طریق امام رضا (ع) ظهور و جوشش پیدا کرد که به این دلیل لقب عالم به ایشان داده شد.

مقام تسلیم و رضا بالاترین مقام معرفتی

اما لقب رضا در بین دیگر القاب امام رضا (ع) مشهور‌تر است. بالاترین مقام معرفتی مقام تسلیم و رضا است که انسان راضی به مقدرات الهی باشد که اگر حتی کسی به او ظلم کرد از خدا دلگیر نشود و با خدا قهر نکند.

باید انسان نسبت به مقدرات الهی راضی باشد و با خدا درگیر نشود و اگر جایی مشکلی پیش آمد از ناحیه خود انسان است که جایی کم گذاشته و باعث ظهور این مشکل شده است.

مشکلات را پای خدا نگذارید

یکی از اشتباهات و نقطه ضعف‌های انسان این است که بدی‌های خود را پای خدا می‌نویسید و با خدا درگیر می‌شود، در صورتی که خودش یک آتشی روشن کرده که دودش در چشم خودش می‌رود و یا یک جایی خرابکاری کرده و دارد چوب آن را می‌خورد اما با خدا درگیر می‌شود! و یا اینکه مشکلات در جامعه در اثر سو مدیریت‌ها است نه اینکه آن را تقصیر خدا بدانید.

خدا رحمت کند مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را که می‌گفت: من دلم برای خدا می‌سوزد، چون دیواری کوتاه‌تر از خدا نیست! ما خودمان خرابکاری می‌کنیم ولی آن را به گردن خدا می‌اندازیم!

علت سردرد شدید همسر یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط راننده تاکسی بود، او می‌گفت: خانمم سردرد شدیدی داشت و هر چه دوا و دکتر بردیم او خوب نمی‌شد، تا اینکه یک روز که با خانمم که سوار بر تاکسی بودیم و با هم داشتیم از خیابان عبور می‌کردیم، شیخ رجبعلی را دیدیم و ایشان را سوار کردم و جریان سردرد شدید خانمم را به شیخ رجبعلی گفتم.

شیخ رجبعلی چند لحظه تامل کرد و بعد به خانمم گفت: آدم که بچه را آنجور نمیزند، این سردرد شما به خاطر آن کتک ظالمانه‌ای است که به بچه‌زده ای! برو یک مقدار شیرینی بگیر و برای بچه ببر و از دلش در بیار و وی می‌گوید چنین کردیم و سردرد خانمم خوب شد.

چشم درد یکی از علمای تهران

همچنین مرحوم آیت الله حق‌شناس نقل می‌کرد که یکی از خوبان تهران مدتها چشم درد داشت و خودش می‌گفت: من یک مجلسی داشتم و دیر وقت به منزل برگشتم و به خانواده هم نگفته بودم که دیر می‌آیم، اما خانواده تا دیر وقت چشم به راه بودند و وقتی هم من آمدم از آن‌ها عذرخواهی نکردم و این چشم درد من به خاطر این است.

در روایت آمده است که عقرب یکی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) را نیش زد و حضرت از وی پرسید که چه شد، و او گفت: عقرب در کفشم بود و مرا نیش زد! حضرت گفت: نه چنین نبود، بلکه تو در جلسه‌ای بودی و آنجا غیبت سلمان را نمودی و تو دفاع نکردی و اینجور کتکش را خوردی!

بنابراین خدا بلای شیعیان را در همین دنیا می‌آورد که در اینجا پاک شوند و به آخرت کشیده نشود و همچنین کلاس معنوی هر چه بالاتر می‌رود توقع خدا هم بیشتر می‌شود

حتی یک برگ بی حساب از درخت نمی‌افتد!

بدانید که یک برگ بی‌حساب از درخت نمی‌افتد، اگر سرتان به جایی می‌خورد و درد می‌گیرد، اگر پایتان به جایی گیر می‌کند و زمین می‌خورید، اگر شب یک کابوس وحشتناک می‌بینید همه این چیزهای ریز که به چشم نمی‌آید و توجه‌ای نمیکنید، همه اینها از روی حساب و کتاب است و بی‌خود نیست کسی نمازش قضا شود یا گره در زندگیش بیفتد.

تصریح قرآن به علت رنج و مصیبت‌ها در اثر اعمال انسان

قرآن هم می‌فرماید: « وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ وَیعْفُو عَنْ کَثِیرٍ»، و آنچه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست اعمال خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند. (آیه ۳۰ سوره شوری).

خدا رفیق انسان نه دشمن او

چرا هر جا خرابکاری می‌کنید و مشکلی پیش می‌آید آن را پای خدا می‌گذارید! در صورتی که خدا رفیق انسان است و دشمن او نیست. کسی که این عالم را مدیریت می‌کند رفیق انسان است و یکی از اسما خدا در دعای جوشن «یا رفیق یا شفیق» است.

خدا نمیخواهد شما را اذیت کند او رفیق شما است این خود شما هستید که آتش روشن کردید و دودش در چشم خودتان می‌رود. اگر پشت پرده‌ها را ببنید متوجه می‌شوید که خدا چقدر شما را دوست داشته است و خیلی بلاها را از شما دور کرده است.

لزوم باور به ۵ صفت مهم خداوند

اگر کسی ۵ صفت خدا را باور کند دیگر با خدا درگیر نمیشود و راضی است. یکی باور کند که خدا دانای بی‌نهایت است و از دل و حاجت شما خبر دارد، و دوم اینکه خدا دارای بی‌نهایت است و این خدای دانا و دارای توانا خدای مهربان بی‌نهایت هم هست و ما کینه‌ای هستیم و خدا بی‌نهایت مهربان است.

چرا حاجات برآورده نمی‌شود؟

جوانی می‌خواهد ازدواج کند یا می‌خواهد دنبال شغلی هست ولی جور نمی‌شود، پس با خدا درگیر نشوید، اگر نداد از باب این نیست که نامهربان و کینه‌ای و بخیل است، بلکه شما را دوست دارد که حاجتت را برآورده نمیکند و هر دادنی دلیل خوب بودن نیست.

حالا اگر خدا حاجتت را نمیدهد با خدا نباید درگیر شوید، چون خدا دوستت دارد که این حاجتت را نمیدهد. مثلاً بچه کوچک اگر گریه هم کند و پا به زمین هم بکوبد، پدر و مادر به او تیغ نمیدهند، چون می‌دانند این تیغ به او آسیب می‌زند. گاهی خدا حاجات را نمیدهد چون ما را دوست دارد.

رسیدن به مقام رضا با توسل و به واسطه امام رضا (ع)

اگر اینها را باور داشته باشید از خدا راضی هستید و خدا هم از شما راضی است. در این عالم هر کس می‌خواهد به مقام رضا برسد واسطه‌اش امام رضا (ع) است.

امام رضا (ع) پناهگاه مردم در آخرالزمان

امام رضا(ع) در آخرالزمان در سختی‌ها و در تاریکی‌هایش پناه است. مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی آن عارف بزرگ می‌گوید از حرم امام حسین (ع) بیرون آمدم و مکاشفه‌ای شد و پشت حرم امام حسین (ع) دیدم تا چشم کار می‌کند ظلمت و تاریکی است و در این تاریکی محض و مطلق دیدم یک پنجره مانند نور ساطع است و بالای آن پنجره باب الرضا (ع) نوشته شده است.

فهمیدم که می‌خواهند این را به ما نشان بدهند که این تاریکی، تاریکی آخرالزمان است که امام معصومی نیست و در تاریکی آخرالزمان امام رضا (ع) پناه است که رحمت خاص خدا را می‌رساند، اما بقیه جاها رحمت خاص خدا قطع است و تاریک است.

اگر کسی دستش را به امام رضا (ع) بدهد امام رضا (ع) رئوف است و رئوف هم بالاتر از مهربان است آن مهربانی که حتی یک ذره درد را از دوستانش نمیتواند تحمل کند و امام رضا (ع) اینگونه رئوف است که اگر کسی دستش را به سمت امام ر ضا (ع) دراز کند، امام رهایش نمیکند.

توصیه امام رضا (ع) به آیت الله بهجت

 شیخ علی آقا بهجت، آقازاده مرحوم آیت الله بهجت نقل کردند که حدود پانزده – بیست سال پیش حاج آقا سید علی فهری نماینده امام در سوریه که آن روز حدودا هشتاد سال داشت، نزد پدرم آمد که از رفقای قدیمی ایشان بود و من هم آنجا نشسته بودم که ایشان به پدرم گفت من و شما رفیق تازه نیستیم و بیش از ۶۰ سال هست با هم رفیق هستیم اما شما حق رفاقت را به جا نیاوردید و شما فهمیدید و رفتید در خانه خدا و به مقاماتی رسیدید و من خام بودم و نفهمیدم! پسر آقای بهجت می‌گوید دیدم پدرم گریه‌اش گرفت، بعد آقای فهری گفت: اگر الان بگویی یک نسخه سیر و سلوک می‌خواهم به تو بدهم بدرد من نمیخورد و پیر شده‌ام و من امروز مهمانت هستم و از خانه‌ات بیرون نمیروم تا یکی از چیزهایی که از امام رضا (ع) گرفته‌ای به من هم بدهید.

 بعد پدرم منقلب شد و گفت اگر کسی غیر از تو بود هیچ چیز نمیگفتم و آن اینکه من خدمت امام رضا (ع) رسیدم امام به من ده چیز داد و یکی از آن‌ها این بود که به من فرمود مگر امکان دارد کسی به ما اهل بیت (ع) پناه بیاورد و ما به او پناه ندهیم!

پدیدآورنده:

به‌ کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید