کد خبر : 4752
تاریخ انتشار : جمعه 10 مرداد 1399 - 17:30

علت حزن امام باقر(ع)/راه رسیدن به ذکر خدا

آیت الله جاودان در جلسه این هفتگی درس اخلاق با اشاره به سخنی از امام باقر(ع) به علت حزن حضرت پرداختند و در ادامه موانع و راه رسیدن به ذکر خدا را بیان نمودند.

آیت الله جاودان در سخنرانی هفتگی خود با اشاره به سخنی از امام باقر(ع) به علت حزن حضرت پرداختند و در ادامه موانع و راه رسیدن به ذکر خدا را بیان نمودند.


علت حزن امام باقر(ع)/راه رسیدن به ذکر خدا آیت الله جاودان

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (سلطان‌احمدی دات آی آر):  به صورت مجازی از جلسه هفتگی درس اخلاق حضرت استاد آیت الله حاج شیخ محمدعلی جاودان(حفظه‌الله) این هفته چهارشنبه ۸ مردادماه ۱۳۹۹ که از حسینه نورانی مرحوم شیخ مرتضی زاهد(ره) برگزار شد، بهره‌مند شدم.

آیت‌الله جاودان در این جلسه با توجه به سالروز شهادت امام باقر(ع) به روایتی از ایشان درباره علت حزن حضرت اشاره نمودند و در ادامه نکاتی درباره موانع و راه های رسیدن به ذکر خدا و همچنین ساده ترین راه سلوک و ریاضت را بیان کردند.

اینک در ادامه مشروح بیانات ایشان به شرح زیر تقدیم شما معارف‌جویان عزیز می‌گردد تا شما نیز از این طریق بهره‌مند از این جلسه شوید.

علت مشغولیت فکری و حزن امام باقر(علیه السلام)

فرمایش ممتازی حضرت باقر(ع) به جابر فرمودند که شاید کمتر سخنی به این درجه از زبان اهل عصمت صادر شده باشد جابر می گوید من یک روزی به محضر امام باقر(ع) رسیدم و ایشان را محزون دیدم و از ایشان سؤال کردم که این حزن شما و مشغولیت فکری شما به خاطر چیست؟

امام باقر(ع) فرمودند: «إِنَّهُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ صَافِی خَالِصِ دِینِ اللَّهِ- شَغَلَهُ عَمَّا سِوَاه‏ / همانا خالص و صافى دین خدا به دل هر که در آید، دلش از غیر او بگردد».

آن کس که صافی و خالص دین خدا را خالص کند و آن دین خالص را صافی کند و از چنین دینی برخوردار باشد و چنین دینی در قلب او جا گرفته باشد او را از مشغولیت هر چیز دیگری دور می سازد و دیگر به هیچ چیزی از اشیا و موجودات این عالم فکر نمی کند و تنها به همان دین خالص که از آن برخوردار شده است به آن مشغول است و هیچ مشغولیت دیگری در دل او نیست.

در واقع ایشان می گویند من را یک چنین چیزی محزون کرده که تو مرا محزون می بینی که قیافه من نشان می دهد که فکر من جایی است، این آن چیزی است که مرا مشغول کرده است و این صافی و خالص دین خدا است.

منظور از صافی و خالص دین خدا

حالا این صافی و خالص دین خدا چیست؟ آن کسی که این مشغولیت را دارد همه کارهای خود را انجام می دهد، چون به آن چیزهای دیگر به عنوان استقلال نگاه نمی کند. مثلاً وقتی به زندگی و زن و فرزند خود نگاه می کند به دیده استقلال به آن نمی نگرد، بلکه آن را فرع و واسطه و دستور آن دین خالص و صافی می بیند.

یک وقت فرد اینگونه به زندگی نگاه می کند، حتی درس هم میخواند آن درس را فرع می داند و درس را در راستای دستور همان دین می بیند، اما برخی دیگر درس خواندن را و زندگی و زن و فرزند را از جایگاه استقلال و به عنوان اصل می نگردند.

حالا آیا امورات زندگی شما به دستورات دین است یا هر کاری را مستقل می دانید؟! اما امام می فرمایند تمام دل مرا آن دین خالص پر کرده و جا برای هیچ چیز دیگر نیست و هر چیز دیگری که آمد به عنوان فرع است و هیچ چیز از آن اصل کم نمی کند.

از همه ماسوای آن دین خالص و صافی شده و دل من پیراسته تر است و هیچ چیز دیگری در آن نیست. و اگر چیزی باشد به عنوان فرع است و او اصل است.

این شأن یک امام است و اولیا کامل خدا هم این طور هستند و این قابل دسترسی برای همه هست به شرطی که مقدمات را درست عمل کنند، اولاً بفهمند که اول باید اینجا رفت و دوماً راه و مقصد این است.

تنها غصه اهل بهشت!

در کتاب ارشاد دیلمی از رسول خدا روایتی نقل شده که حضرت می فرمایند: همه اهل بهشت در قیامت فقط از یک چیز غصه دارند. همه حوادث در دنیا که برای آنها پیش آمده و آنجا یادشان می آید برای آن غصه نمی خورند، اگر آبروی آنها در دنیا رفته اما نسبت به آن فکر نمی کنند، اگر مال آنها را برده اند اصلا فکرش را نمیکند، اگر تمام عزیزانشان را از دست داده اند، اصلا غصه ای ندارند، اما برای آن ساعاتی که در دنیا بر آنها گذشته و آنها یاد خدا نبوده اند در آنجا غصه دارند.

حالا اگر این یاد خدا کامل و خالص و صافی شود آن فنا از اینجا است که در این صافی و خالص دین خدا به دست می آید.

موانع ذکر و یاد خدا و راه رسیدن به آن

گناه کردن، فکر گناه بودن و داشتن اخلاق بد از موانع رسیدن به ذکر خدا است و راه رسیدن به ذکر خدا و قدم اول این راه این است که گناه نکنید، بعد کم کم فکر گناه هم نباشید، و سپس کم کم اخلاق بد را هم کنار بگذارید که اینها همه موانع راه ذکر خدا است.

ذکر خدا در دلی که بُخل و حسد دارد یا دل او سرشار از محبت دنیا است، نیست و اصلا نمی آید. اگر این رذایل را از دل پاک کردید تازه ذکر خدا به دل شما می آید و اگر کسی شرح صدر پیدا کند یاد خدا و ذکر خدا در دل او راه پیدا می کند و مستقر می شود.

ساده ترین راه ریاضت و سلوک / ریشه همه رذایل اخلاقی

امروز حدیثی دیدم که فرمود بُخل جامع مساوی اخلاقی است، یعنی ریشه همه بدی های اخلاقی در بخل است. ساده ترین راه های ریاضت و سلوک این است که با بخل خود بجنگید که اگر بجنگید ریشه اخلاق های بد دیگر هم خشک می شود.

 

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

معظم‌له در این جلسه سه روایت را بیان نمودند که مشروح این روایات به شرح زیر است:

عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْمُؤْمِنِ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ یَا جَابِرُ وَ اَللَّهِ إِنِّی لَمَحْزُونٌ وَ إِنِّی لَمَشْغُولُ اَلْقَلْبِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا شَغَلَکَ وَ مَا حَزَنَ قَلْبَکَ فَقَالَ یَا جَابِرُ إِنَّهُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ صَافِی خَالِصِ دِینِ اَللَّهِ شُغِلَ قَلْبُهُ عَمَّا سِوَاهُ یَا جَابِرُ مَا اَلدُّنْیَا وَ مَا عَسَى أَنْ تَکُونَ اَلدُّنْیَا هَلْ هِیَ إِلاَّ طَعَامٌ أَکَلْتَهُ أَوْ ثَوْبٌ لَبِسْتَهُ أَوِ اِمْرَأَهٌ أَصَبْتَهَا یَا جَابِرُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنِینَ لَمْ یَطْمَئِنُّوا إِلَى اَلدُّنْیَا بِبَقَائِهِمْ فِیهَا وَ لَمْ یَأْمَنُوا قُدُومَهُمُ اَلْآخِرَهَ یَا جَابِرُ اَلْآخِرَهُ دَارُ قَرَارٍ وَ اَلدُّنْیَا دَارُ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ وَ لَکِنْ أَهْلُ اَلدُّنْیَا أَهْلُ غَفْلَهٍ وَ کَأَنَّ اَلْمُؤْمِنِینَ هُمُ اَلْفُقَهَاءُ أَهْلُ فِکْرَهٍ وَ عِبْرَهٍ لَمْ یُصِمَّهُمْ عَنْ ذِکْرِ اَللَّهِ جَلَّ اِسْمُهُ مَا سَمِعُوا بِآذَانِهِمْ وَ لَمْ یُعْمِهِمْ عَنْ ذِکْرِ اَللَّهِ مَا رَأَوْا مِنَ اَلزِّینَهِ بِأَعْیُنِهِمْ فَفَازُوا بِثَوَابِ اَلْآخِرَهِ کَمَا فَازُوا بِذَلِکَ اَلْعِلْمِ وَ اِعْلَمْ یَا جَابِرُ أَنَّ أَهْلَ اَلتَّقْوَى أَیْسَرُ أَهْلِ اَلدُّنْیَا مَئُونَهً وَ أَکْثَرُهُمْ لَکَ مَعُونَهً تَذْکُرُ فَیُعِینُونَکَ وَ إِنْ نَسِیتَ ذَکَّرُوکَ قَوَّالُونَ بِأَمْرِ اَللَّهِ قَوَّامُونَ عَلَى أَمْرِ اَللَّهِ قَطَعُوا مَحَبَّتَهُمْ بِمَحَبَّهِ رَبِّهِمْ وَ وَحَشُوا اَلدُّنْیَا لِطَاعَهِ مَلِیکِهِمْ وَ نَظَرُوا إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى مَحَبَّتِهِ بِقُلُوبِهِمْ وَ عَلِمُوا أَنَّ ذَلِکَ هُوَ اَلْمَنْظُورُ إِلَیْهِ لِعَظِیمِ شَأْنِهِ فَأَنْزِلِ اَلدُّنْیَا کَمَنْزِلٍ نَزَلْتَهُ ثُمَّ اِرْتَحَلْتَ عَنْهُ أَوْ کَمَالٍ وَجَدْتَهُ فِی مَنَامِکَ فَاسْتَیْقَظْتَ وَ لَیْسَ مَعَکَ مِنْهُ شَیْءٌ إِنِّی [إِنَّمَا] ضَرَبْتُ لَکَ هَذَا مَثَلاً لِأَنَّهَا عِنْدَ أَهْلِ اَللُّبِّ وَ اَلْعِلْمِ بِاللَّهِ کَفَیْءِ اَلظِّلاَلِ یَا جَابِرُ فَاحْفَظْ مَا اِسْتَرْعَاکَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ مِنْ دِینِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ لاَ تَسْأَلَنَّ عَمَّا لَکَ عِنْدَهُ إِلاَّ مَا لَهُ عِنْدَ نَفْسِکَ فَإِنْ تَکُنِ اَلدُّنْیَا عَلَى غَیْرِ مَا وَصَفْتُ لَکَ فَتَحَوَّلْ إِلَى دَارِ اَلْمُسْتَعْتَبِ فَلَعَمْرِی لَرُبَّ حَرِیصٍ عَلَى أَمْرٍ قَدْ شَقِیَ بِهِ حِینَ أَتَاهُ وَ لَرُبَّ کَارِهٍ لِأَمْرٍ قَدْ سَعِدَ بِهِ حِینَ أَتَاهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لِیُمَحِّصَ اَللّٰهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ اَلْکٰافِرِینَ».

جابر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام، رسیدم، حضرت فرمود: ای جابر بخدا که من غمگین و دلگرفته‌ام، عرض کردم: قربانت، گرفتاری و غم دل شما چیست‌؟ فرمود: اى جابر! همانا خالص و صافى دین خدا بدل هر که در آید، دلش از غیر او بگردد، اى جابر! دنیا چیست و امید دارى چه باشد؟ مگر دنیا غیر از خوراکی است که خوردى یا جامه‌ئى که پوشیدی یا زنی که باو رسیدى‌؟. اى جابر! همانا مؤمنین به ماندن در دنیا اطمینان نکردند، و از رسیدن به آخرت ایمن نگشتند. اى جابر! آخرت خانه ثبات است و دنیا خانه نابودى و زوال، ولى أهل دنیا غافلند و گویا مؤمنانند که فقیه و اهل تفکر و عبرتند: آنچه با گوشهاى خود شنوند، ایشان را از یاد خداى – جل اسمه – کر نکند و هر زینتى که چشمشان بیند از یاد خدا کورشان ندارد، پس بثواب آخرت رسیدند، چنان که باین دانش رسیدند. و بدان اى جابر که اهل تقوى کم هزینه‌ترین اهل دنیایند و ترا از همه بیشتر یارى کنند، تا تذکر دهى یاریت کنند و اگر فراموش کنى یادت آورند. امر خداى را گویند و بر امر خدا ایستادگى دارند، براى دوستى پروردگارشان دل از همه چیز کنده و بخاطر اطاعت مالک خویش از دنیا در هراسند و از صمیم دل بسوى خداى عز و جل و محبت او متوجه گشته و دانستند که هدف اصلى همین است، بخاطر عظمت شأنى که دارد پس دنیا را چون بار اندازى دان که در آن بار انداخته و سپس کوچ خواهى کرد. یا مانند ترقى و کمالى که در خواب بآن رسیده و چون بیدارشده‌ئى چیزى از آن ندارى. من این را بعنوان مثل برایت گفتم، زیرا دنیا در نظر خردمندان و خداشناسان مانند سایه بعد از ظهر است. اى جابر! آنچه را خداى جل و عز از دین و حکمتش بتو سپرده حفظ‍‌ کن و از آنچه برایت نزد خداست مپرس، جز آنچه براى او نزد تو است (یعنى ثواب و پاداش او باندازه دین نگهدارى خودت باشد) و اگر دنیا در نظرت غیر از آنچه گفتم باشد، باید بخانه عذر خواهى روى (و از عقیده سوء خود استغفار کنى). بجان خودم که بسا شخصى که بچیزى حریص است و چون بدستش آید، بسبب آن بدبخت شود، و بسا شخصى که چیزى را ناخوش دارد و چون بآن رسد مایه سعادتش گردد، اینست که خداى عز و جل فرماید «تا خدا مؤمنان را تصفیه کند و کافران را کاهش دهد،۱۴۱ سوره ۳». (اصول کافی / ترجمه مصطفوی ;  ج ۳  ص ۲۰۱).

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): وَ قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ أَهْلَ اَلْجَنَّهِ لاَ یَنْدَمُونَ عَلَى شَیْءٍ مِنْ أُمُورِ اَلدُّنْیَا إِلاَّ عَلَى سَاعَهٍ مَرَّتْ بِهِمْ فِی اَلدُّنْیَا لَمْ یَذْکُرُوا اَللَّهَ تَعَالَى فِیهَا .

اهل بهشت،نسبت به امور دنیا پشیمان نیستند، مگر نسبت به لحظاتى که بر آنها بدون یاد و ذکر حق گذشته است. (إرشاد القلوب / ترجمه سلگی ;  ج ۱  ص ۱۴۶).

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ، وَ هُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء.

بخل ورزیدن کانون تمام عیب ها، و مهارى است که انسان را به سوى هر بدى مى کشاند. (حکمت ۳۷۸ نهج البلاغه).

بیشتر بخوانید:

دیگر مطالب و بیانات حضرت استاد آیت الله جاودان را اینجا کلیک نموده و بخوانید

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید