کد خبر : 4800
تاریخ انتشار : پنجشنبه 3 مهر 1399 - 17:31

پرتوافشانی نور امام و ناظر بودن خدا و امام بر اعمال

پرتوافشانی نور امام و ناظر بودن خدا و امام بر اعمال

آیت الله جاودان در این جلسه فرمودند: امام شاهد و ناظر اعمال انسان و از ارکان بلاد است که نور امام قلوب مومنین را روشن و راه را به آنها نشان می دهد.

آیت الله جاودان در این جلسه فرمودند: امام شاهد و ناظر اعمال انسان و از ارکان بلاد است که نور امام قلوب مومنین را روشن و راه را به آنها نشان می دهد.


پرتوافشانی نور امام و ناظر بودن خدا و امام بر اعمال  آیت الله جاودان

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (سلطان‌احمدی دات آی آر):  جلسه هفتگی درس اخلاق حضرت استاد آیت الله حاج شیخ محمدعلی جاودان(حفظه‌الله) چهارشنبه ۳ مهر ماه ۱۳۹۹ به صورت مجازی در حسینه نورانی مرحوم شیخ مرتضی زاهد(ره) برگزار شد، که از این طریق از محضر حضرت استاد بهره مند شدم.

آیت‌الله جاودان در این جلسه با اهمیت حضور امام بر روی زمین و ناظر بودن امام بر اعمال انسان ها اشاره نمودند و در ادامه ضمن بیان اثر درک و فهمیدن شاهد و ناظر بودن امام بر اعمال انسان، امام را نوری دانستند که بر قلب مومنین می تابد و هیچ مجهولی برای آنها وجود نخواهد داشت.

همچنین معظم‌له در ادامه به علت اینکه چرا برخی این نور امام را نمی بینند و درک نمی کنند اشاره نمودند که در ادامه مشروح بیانات ایشان تقدیم شما معارف‌جویان عزیز می گردد.

زمین خالی از امام نیست و امام ارکان بلاد

از صدر خلقت آدم زمانی نیست که عالم خالی از امام باشد. آدم اولین امام آن زمان است و تا پایان جهان امام است و زمین و عالم و جامعه انسانی با بودن امام برقرار است و انسان روی زمین وجود دارد.

در ادعیه و زیارت آمده که امام ارکان بلاد است. هر شهری و روستا و هر جایی در عالم انسانی روی زمین ستونی دارد که با آن ستون پابرجا است، که اگر نباشد نابود می‌شود و امام ارکان این بلاد است. و این مقام تکوینی امام است.

امام شاهد و ناظر اعمال همه انسان ها

ما ائمه(ع) را به عنوان شاهد می‌دانیم و آن بزرگواران شاهد اعمال خلایق هستند؛ یعنی اگر امام نباشد انسانی نیست و جهان انسانی نابود می‌شود، و در جنبه تربیتی و تشریعی عالم انسانی امام شاهد و ناظر بر همه موجودات انسانی است و هیچ کس هیچ کاری نمیکند مگر در محضر امام انجام می‌دهد. که اگر انسان این را بفهمد چقدر فرق می‌کند.

اثر درک و فهمیدن شاهد و ناظر بودن امام بر اعمال

داستانی نقل است که میگویند یک جوانی بود که خدمت بزرگی می‌رسید و آن بزرگ به وی گفت: شما چقدر قرآن می‌خوانید؟ وی عرض کرد: هر شب یک ختم قرآن انجام می‌دهم.  آن بزرگ گفت: از امشب وقتی قرآن می خوانی فکر کن من جلوی تو نشسته‌ام و قرآن بخوان، آن جوان هم شب که داشت قرآن می‌خواند در تصورش آورد که استادش جلوی او نشسته است و قرآن خواند، صبح که استاد از او پرسید دیشب با این تصور چقدر قرآن خواندی؟ عرض کرد: نصف قرآن را بیشتر نتوانستم بخوانم! یعنی وقتی مراقبت حضور شما را می‌کردم، نتوانستم بیشتر بخوانم.

این استاد گفت: امشب فکر کن که امام زمان(عج) یا خاتم الانبیا(ص) در برابرت نشسته و تو قرآن بخوان. صبح آمد و گفت: یک سوره بیشتر نتوانستم بخوانم، چون این قدر عظمت آن حضور را که تصور می‌کردم زیاد بود که چنین بزرگی در برابر من نشسته است، این قدر عظمت در من تاثیر گذاشت و من نتوانستم یک سوره بیشتر بخوانم.

استاد گفت: حالا امشب فکر کن که خدای متعال که نازل‌کننده این قرآن است در برابر تو نشسته و تو در برابر خدای متعال قرآن بخوان. صبح روز بعد این جوان دیگر اصلا درس نیامد و رفتند سراغ او و دیدند فوت کرده است و اصلا تحمل نکرده در محضر الهی قرآن بخواند.

حالا این داستان است. گفتند این استاد یک استاد تمامی نبود که اگر بود این قدر او را تند تند جلو نمیبرد که شب چهارم در محضر الهی باشد، در صورتی که اول حضور خودش را می‌گفت بعد که مدتها پخته شد و توانست آن جوان تحمل کند یک مرتبه بالاتر را می گفت.

خدای ندیده را عبادت نمی کنم!

در روایات اهل سنت و شیعه آمده که از امیرالمؤمنین(ع) سوال کردند که آیا خدای خود را دیده ای؟ حضرت هم فرمود: من خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم. اما متاسفانه برای ما که عبادت می‌کنیم خدا غائب هم نیست، حتی به اندازه یک موجود غائب که ما یادش می‌کنیم ممکن است نباشد تا چه برسد که ما در محضر او نماز بخوانیم! اصلا هیچ.

اما حضرت می‌فرماید من خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم، حالا حضرت در محضر خدا دارد نماز می‌خواند و این شخص چقدر باید بزرگ باشد که چنین بگوید و نماز او چقدر قیمت دارد. این منتهای راه انسان است که به جایی برسد که در محضر خدای تبارک و تعالی عبادت می‌کند و اصلا زندگی می‌کند.

تذکر قرآن بر ناظر بودن خدا بر اعمال ما

مکرر آیت الله حاج آقا حق‌شناس (ره) می‌فرمودند: «… إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ بی تردید خداوند به نیّات و اسرار سینه‌ها آگاه است.»، (آیه ۳۸ سوره فاطر). توجه داشته باشید که خدا شما را می‌بیند، پس اگر به این باور و یقین رسیدید که خدا ناظر شما است اگر راه می‌روید پس مواظبت می‌کنید، اگر حرف می‌زنید حرف زدنتان را مواظبت می‌کنید و کاملا در همه رفتار و اعمال دقت می‌کنید که حتی روی ذره ذره رفتارتان نیز مواظبت دارد چون می دانید او شما را می بیند و ناظر رفتار شما است.

چرا برخی خدا را ناظر اعمال خود نمی بینند؟

عرض من این است که این مقامات برای همه مقدور است، ولی مشکل آن آواری است که ما بر سر خود ریخته‌ایم. مثلا شما زیر یک ساختمان صد طبقه نشسته‌اید و این ساختمان صد طبقه روی شما خراب شده است و فرض زنده ماندید، ولی این آوار صد طبقه روی شما است و شما می‌خواهید نور خورشید را ببینید اما نمیشود.

منظور آیه ۸ سوره تغابن از نوری که خدا فرستاده

روایت شده که ابوخالد کابلی از امام جعفر صادق(ع) پرسید که این آیه که می‌فرماید: « فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِی أَنْزَلْنا؛ ایمان بیاورید به خدا و رسول او و نوری که فرستاده است.»، (آیه ۸ سوره تغابن) یعنی چه؟ حضرت فرمود: « فَقَالَ یا أَبَا خَالِدٍ اَلنُّورُ وَ اَللَّهِ اَلْأَئِمَّهُ»، این نوری که خدا نازل کرده مقصود ائمه هستند که خدا برای شما فرستاده است.

این ائمه از روزی که آمده‌اند تا قیامت نوری هستند که در جامعه بشری حضور دارند. الان نور امام زمان(عج) اینجا حضور دارد حالا چرا ما نمیبینیم؟! در صورتی که آن‌ها نور خدا هستند و این نور خدا در زمین و آسمان را پر کرده این نور امام و ائمه است.

نور امام در قلوب مومنین روشن‌تر از نور خورشید

حالا مقصود ما این جمله است که حضرت فرمود: « یا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ اَلْإِمَامِ فِی قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلْمُضِیئَهِ بِالنَّهَارِ» به خدا قسم ای ابا خالد نور امام در قلوب مومنین از نور خورشید روشن‌تر است.

نور خورشید چقدر است؟ شما اصلا نمی توانید به خورشید نگاه کنید و اگر هم نگاه کنید و بعد به یک محیط نسبتا تاریک بیایید، چشم شما درست نمی بیند باید مدتی بگذرد تا به آن تاریکی عادت کند، اما نور امام در قلوب مومنین از این نور خورشید روشن‌تر است.

چرا برخی نور امام را نمی‌بینند؟

حالا وقتی نور ائمه از نور خورشید روشن‌تر است، چرا آن را نمی بینیم و نمی فهمیم! اصلا فرض ندارد، پس چرا نمیفهمیم؟ چون آن آواری که بر سر خود به دست خود ریخته‌ایم باعث شده این نور را نفهمیم و نبینیم.

اگر کسی مردانگی کند و همت بلند داشته باشد و از سختی نهراسد و بکوشد این آورهایی که خودش بر سر خودش ریخته برطرف کند آن نور خورشید حالا به دل او می‌تابد که جایگاه نور هم قلب است که اگر بیشتر و قوی‌تر شود این نور به همه اعضا و جوارح می‌آید و از نورانیت قلب به اعضا و جوارح می‌رسد و همینطور برعکس.

حالا روز قیامت آنهایی که صورت‌هایشان روشن و سفید است از این نور است که از عمق جانشان است و اینها غرق در رحمت خدا هستند.

طبیعت انسان اولین مانع بر سر راه انسان و دریافت نور امام

مشکل ما هم این آوارهایی است که خودمان بر سر خودمان ریخته‌ایم، یک مقدارش طبیعی است. وقتی ما متولد می‌شویم در طبیعت متولد می‌شویم و در بند طبیعت و تن هستیم، بچه که گریه می‌کند وقتی است که گرسنه‌اش شده، یا خوابش می‌آید، یا دلش درد می‌کند.همه چیزهای طبیعی او را به رنج می‌آورد و این طبیعت انسان است که اولین مانع در سر دریافت آن نور است.

تاثیر قبول کردن شبهات و دیدن صحنه های بد و مستهجن

بعد انسان در طول زمان گناه، بداخلاقی، بی‌حرمتی، بی‌ادبی می‌کند و این آوارها بر سرش زیاد می‌شود و اگر خدایی نکرده به سمت این سایت‌های مستهجن و سایت‌های دشمن مثل سایت‌های وهابیت برود که آنجا یک شبهه‌ای می‌زنند که او فکر می کند بد نیست و مثل اینکه درست می‌گویند و این تصور و عقیده را از این شبهه داشته باشد، یک آوار بزرگ مثل کوه بر سر او ریخته است.

باز اگر یک صحنه بد ببیند و این صحنه در ذهنش ماندگار شود این هم یک آوار بزرگ می‌شود، یا یک کار بدی کند اگر بلافاصله توبه کند و جدی توبه کند حل می‌شود، اما اگر آن اعتقاد کج را که در اثر شبهه در ذهنش آمده یا آن تصویر بد را برطرف نکند این آوار سنگین و بزرگ بر سر او است و نمی تواند نور را ببیند.

مثلا یک صحنه بد در یک فیلم، یا یک عکس، یا یک سایت را دیده واگر این صحنه در ذهن او ماندگار شود این یک مشکل بزرگ در سر راه او است، اما اگر سریع توبه کنید و یا اینکه بتواند برای امام حسین(ع) گریه کند، البته با وجود این صحنه در ذهن شاید نتواند گریه کند اما اگر واقعا به هر دلیل گریه بر امام حسین(ع) کرد و واقعا توبه کرد و این صحنه را از ذهن پاک کرد و کوشید این آوارها را از روی جان خود برطرف کند آنگاه می تواند نور امام را ببیند که حضرت فرمود: « اَلْإِمَامِ فِی قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلْمُضِیئَهِ بِالنَّهَارِ.»

افرادی هستند که به این درجه رسیدند و نور امام در قلب آنها هست و عالم برای آنها روشن است. مرحوم علامه بحرالعلوم در کلاس درس درباره یک راوی فرمایشی فرمودند و شاگردانش هم که فاضل بودند گفتند در کتابهای رجال بر خلاف نظر شما است، اما ایشان فرمود: من آن آدم را می‌شناسم، پدر و پدر بزرگش را هم می‌شناسم و تمام نسل او را می‌شناسم و شما چه می‌دانید. اثر نور امام در قلب مومن تا حدی است که هیچ مجهولی برای او نمی ماند. این مومن این قدر می‌داند که این نفر را تا نسلش به آدم ابوالبشر می‌شناسد.

حالا اگر انسان بتواند این آوارها را از روی جان خود برطرف کند، اینقدر روشنی پیدا می‌کند که هیچ مجهولی نداشته باشد.

سه ساله ای به نظر کوچک ولی تحت تربیت بزرگترین مربی عالم

اینها مقدمه است برای اینکه ما بگوییم یک دختر سه یا چهار ساله چقدر می‌تواند بزرگ باشد، این از وقتی که متولد شده تحت نظر بزرگترین مربی عالم بوده است که یک ذره سیاهی و تاریکی و آوار بر سر او نیامده است و همیشه تحت تربیت بوده است. او در عمرش نه دروغ شنیده و نه دروغ دیده و نه دروغ گفته است و در همین بچگی می‌تواند این قدر دلبسته به امامش شود که جانش را به امامش تقدیم کند. وقتی سر امام را برایش آوردند و سر بریده پدر را دیده و همانجا جان داده است.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

*روایاتی که استاد در این جلسه بیان فرمودند:

«ما کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ. فَقالَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ! کَیْفَ رَاَیْتَهُ؟ قالَ: وَیْلَکَ یا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَهِ الأبصارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ» (اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۵ – توحید، صدوق[ره]، ص ۱۰۹).

ترجمه: من پروردگاری را که نبینم، نمی‌پرستم. عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! او را چگونه دیدی؟ فرمود: ای ذعلب! وای بر تو! دیده‌های ظاهر او را نتواند دید، ولی دیده‌های دل به وسیله حقایق ایمان او را مشاهده می‌کنند.

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِی أَنْزَلْنا فَقَالَ یا أَبَا خَالِدٍ اَلنُّورُ وَ اَللَّهِ اَلْأَئِمَّهُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى یوْمِ اَلْقِیامَهِ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ نُورُ اَللَّهِ اَلَّذِی أَنْزَلَ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ نُورُ اَللَّهِ فِی اَلسَّمَاوَاتِ وَ فِی اَلْأَرْضِ وَ اَللَّهِ یا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ اَلْإِمَامِ فِی قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلْمُضِیئَهِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ ینَوِّرُونَ قُلُوبَ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ یحْجُبُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نُورَهُمْ عَمَّنْ یشَاءُ فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ وَ اَللَّهِ یا أَبَا خَالِدٍ لاَ یحِبُّنَا عَبْدٌ وَ یتَوَلاَّنَا حَتَّى یطَهِّرَ اَللَّهُ قَلْبَهُ وَ لاَ یطَهِّرُ اَللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى یسَلِّمَ لَنَا وَ یکُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا کَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اَللَّهُ مِنْ شَدِیدِ اَلْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ یوْمِ اَلْقِیامَهِ اَلْأَکْبَرِ . (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج ۱، ص ۱۹۴).

ترجمه: ابو خالد کابلی گوید از امام باقر(ع) پرسیدم تفسیر قول خدای عز و جل را (۸ سوره ۶۴) «بخدا و رسولش و نوری که فرستاده‌ایم ایمان آورید»فرمود: ای ابا خالد بخدا سوگند که مقصود از نور ایمه از آل محمد (ص) باشند تا روز قیامت، بخدا که ایشانند همان نور خدا که فرو فرستاده، بخدا که ایشانند نور خدا در آسمانها و زمین، بخدا ای ابا خالد، نور امام در دل مومنین از نور خورشید تابان در روز، روشن‌تر است، بخدا که‌ایمه دلهای مومنین را منور سازند و خدا از هر کس خواهد نور ایشان را پنهان دارد، پس دل آن‌ها تاریک گردد، بخدا ای ابا خالد بنده‌ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا اینکه خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد و خدا قلب بنده‌ای را پاکیزه نکند تا اینکه با ما خالص شده باشد و آشتی کرده باشد (یک رنگ شده باشد و سازگار) و چون با ما سازش کرد خدا از حساب سخت نگاهش دارد و از هراس بزرگ روز قیامت ایمنش سازد.

↵بیشتر بخوانید:
√دیگر مطالب و بیانات حضرت استاد آیت الله جاودان را اینجا کلیک نموده و بخوانید
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید