کد خبر : 4960
تاریخ انتشار : جمعه 1 اسفند 1399 - 14:12

تکبر علت اصلی سقوط شیطان/ چهار راه غلبه بر انسان

تکبر علت اصلی سقوط شیطان/ چهار راه غلبه بر انسان

آیت الله توکل در دوازدهمین جلسه موانع سیر معنوی، نکاتی درباره علت سقوط شیطان و پاسخ خداوند به سه درخواست شیطان اشاره نمود که بعد از عطای این سه خواسته در مقابل خداوند سه چیز نیز به فرزندان آدم عطا نمود.

آیت الله توکل در دوازدهمین جلسه موانع سیر معنوی، نکاتی درباره تکبر علت اصلی سقوط شیطان و پاسخ خداوند به سه درخواست شیطان اشاره نمود که بعد از عطای این سه خواسته در مقابل خداوند سه چیز نیز به فرزندان آدم عطا نمود.


تکبر علت اصلی سقوط شیطان آیت الله توکل

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌ احمدی (سلطان‌احمدی دات آی آر): جلسه هفتگی درس اخلاق آیت الله سید رحیم توکل، شامگاه سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۹ در مسجد قبای پردیسان با موضوع موانع سیر معنوی (جلسه ۱۲) برگزار شد. در این جلسه ایشان به علت غلبه شیطان بر انسان اشاره نمودند و در ادامه نکاتی درباره علت سقوط شیطان پرداختند که در پایان پس از رانده شدن خداوند سه چیز به شیطان داد ولی در مقابل سه چیز نیز به فرزندان آدم نیز عطا نمود.

ضعیف بودن مکر شیطان / خطر اصلی نفس اماره

بحث ما به صراحت قرآن درباره مکر شیطان آمده است: «إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا؛ مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است»، (آیه۷۶ سوره نساء) مکر شیطان بسیار ضعیف است. با اینکه شیطان دشمن ما است و در دشمنی هم آشکارا ابراز عداوت کرده اما مکر و حیله های او بسیار ضعیف است، ولی خطری که ما را تهدید می کند از نفس اماره ی خودمان است که از دورن خود مشکل داریم. قرآن نیز می فرماید: « وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی ۚ ؛ و من نفس خود را تبرئه نمى‌کنم، چرا که نفس قطعاً به بدى امر مى‌کند، مگر کسى را که خدا رحم کند»، (آیه ۵۳ سوره یوسف).

کار به اینجا رسید که مکر شیطان ضعیف است، حالا آیا شیطان کاری با ما ندارد؟ یا در حد توان بستر گناه را برای ما آماده می کند؟

چهار کار شیطان بر علیه انسان

طبق صریح قرآن شیطان چهار کار را در مقابله با انسان انجام می دهد.

کار اول شیطان تحریک نفس اماره است تا نفس اماره کاری کند که انسان در مقابل شهوات نفس اماره قرار بگیرید و به همان مقدار که مکر شیطان ضعیف است، مکر نفس اماره هم بسیار قوی است و خدا یک امر را استثنا کرده اند که آن قدر خطر بالا است که خدا رحم به انسان کند که او را نگه دارد و زمین نخورد.

حالا که نفس اماره در برابر گناه تحریک شد، شیطان کار دوم را انجام می دهد و گناه را تزیین و زیبا جلوه می دهد و راحت تر انسان زمین می خورد.

اما کار سوم شیطان این است که شاید افراد با تحریک نفس اماره و زیبایی گناه باز گناه را گناه ببیند و انجام ندهد، اما کار سوم شیطان این است که گناه را توجیه می کند، تا با توجیه گناه انسان گناه را مرتکب شود.

حالا هر سه کار انجام شد و انسان این گناه را مرتکب شد. چون خیلی ها وقتی گناه می کنند، شاید بعدها توبه کنند و خود را گناهکار و مقصر در محضر خدا ببیند و دنبال توبه بروند، اما کار چهارم شیطان این است که توبه را به عقب می اندازد و این قدر به عقب می اندازد تا مرگ بیاید و انسان توبه نکرده از دار دنیا برود و این کار چهارم و آخر شیطان است.

در این چهار مرحله در هر مرحله شیطان اگر بتواند کارش را انجام بدهد، انصافاً خطر سقوط خطر بالایی است.

شیطان از سنخ جن و نمازی که او را بالا برد

شیطان از سنج جن است و جن ها هم مثل انسان دو بُعدی هستند؛ بعد عقل و بعد شهوات و غرایز را دارند. چون شهوات و غرایز دارند امکان گناه هم وجود دارد ولی ملائکه چون غرائز و شهوات ندارند آنها گناه نمی کنند ولی غرائز بستری است که ما را به گناه می برد.

و شیطان هم از جن بود و این بستر غرائز در او بود. شیطان دو رکعت نماز خواند که به نقلی شش هزار سال طول کشید و او یک عمل سنگینی انجام داد و این نماز را خواند و خداوند به این نماز خواندنش مزد داد و او را بالا برد و ترفیع مقام داد و همجوار با ملائکه کرد.

شیطان وقتی ترفیع مقام به او دادند عاقبت بخیر نشد و آن امتحان بزرگ سجده بر آدم پیش آمد و بر انسان سجده نکرد. قرآن می فرماید: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ ؛ و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید.»، (آیه ۳۴ سوره بقره). به ملائکه فرمان دادیم که به انسان سجده کنید اما ابلیس ابا جست و در زمره کفار شد.

تکبر خفی در شیطان و عاملی برای سقوط او

در ابتدا شیطان کفرش ظهور نداشت ولی سجده نکردن بر آدم باعث شد کفر درونش را ظاهر کند. در جان ابلیس یک تکبری مخفی بود و ظهور نداشت و لذا تا ظاهر نشده بود او در زمره ملائکه بود، اما وقتی امتحان سجده بر آدم جلو آمد، شیطان کفر درون خود را ظاهر کرد.

حتی در بیماری ظاهری هم چنین است، گاهی یک بیماری مخفی است اما با یک سرماخوردگی آن بیماری مخفی ظهور می کند.

بنابراین ابلیس تکبرش ظهور کرد و در اینجا ظهورش را قرآن بیان کرده است.

خداوند تبارک و تعالی کریم به جای خود اکرم الاکرمین است، اما رئوف هم هست و با خلقش مهربان است.  خطر سجده نکردن به آدم خطر بسیار بالایی بود و خداوند دارد از این خطر او را بیدار می کند اما این تکبر نمی گذارد. و خداوند به شیطان می گوید:  تو میدانی متکبر ها در درگاه من جایی ندارند و من متکبر را ذلیل می کنم.  

تکبر عامل زمین خوردن همیشگی شیطان

شیطان کنایه خدا را فهمید ولی آن تکبر جلو آمد و گفت من از آتش هستم و او از گل است و من بالاتر هستم چرا سجده کنم؟!  در واقع ابلیس در کنار دیدن بُعد بشری انسان یک اشتباه عظیمی هم انجام داد و به فرض بُعد بشری انسان هم باشد و شیطان هم از سنخ آتش است و به فرض بالاتر هم باشد اما این وسط فرمان خدا است! چرا فرمان خدا را زیر پا گذاشت؟!

بیرون کردن شیطان از درگاه الهی

روی این جهت تکبر شیطان را زمین زد و وقتی زمین خورد خداوند او را از درگاهش بیرون کرد و بر او لعنت نمود. و آنچه به او داده اند همه را از او گرفتند و از درگاه الهی بیرونش کردند و لعنت را هم بدرقه اش کردند.

سه درخواست شیطان از خداوند بعد از رانده شدن

وقتی شیطان دید همه چیز از او گرفته شد، باز این متکبر بدبخت از خواب غفلت بیدار نشد، بلکه بنا بر انتقام گرفت و گفت: نماز خوانده ام مزد کار را می خواهم! و خداوند فرمودند: از امر دنیا برای مزد کار چه می خواهی؟ در قرآن هم آمده است: « قَالَ أَنْظِرْنِی إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ ؛ مرا تا به روزی که خلایق برانگیخته شوند مهلت ده»، (آیه ۱۴ سوره اعراف).

گفت: به من مهلت بده تا قیامت زنده باشم. خداوند هم به او مهلت داد و فرمود: « قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ؛ گفت: تو از مهلت یافتگانى»،(آیه ۸۰ سوره صاد)  اما این مهلت الهی تا قیامت نیست بلکه خداوند فرمود: « إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛ تا زمانی معین و معلوم. »، (آیه ۸۱ سوره صاد) تا قیامت نه ولی تا وقت معلوم؛ که در روایت می گویند مراد از وقت معلوم تا وقت ظهور امام زمان(عج) است که وقتی حضرت ظهور کردند، بین لشکر امام و شیطان جنگی صورت می گیرد و در آن جنگ شیطان نابود می شود.

شیطان درخواست دوم را نمود و گفت از نسل انسان اگر یکی به دنیا بیاید، باید از نسل من دو تا به دنیا بیاید؛ یعنی هر انسان را دو تا شیطان کنارش باشد که او را از راه به در کند؛ اما خداوند متعال دو تا ملک هم کنار انسان گذاشت.

سوم هم اینکه از خداوند خواست که آنچنان بر انسان مسلط شوم که به فکر و زبان و دست و پای و چشم او مسلط باشم.

 درخواست حضرت آدم(ع) در مقابل سه خواسته شیطان

وقتی این کارش تمام شد، حضرت آدم(ع) گفت: خدایا به ابلیس که دشمن بچه های من است و قسم خورده که همه را گمراه می کند، این چیزها به او دادی! خداوند نیز فرمود: برای بچه هایت هم چند نکته در نظر گرفته ام؛  اول اگر فکر ثواب بکنند که فکر کند مثلا دلش می خواهد به کربلا بروند اما توانش را ندارد، این نیت او را به عنوان عمل انجام شده به حساب می آورم.

دوم  اگر فکر گناه کند، چیزی برای او به حساب نمی آورم، مثلا فکر زنا می کند اما تا فکر به عمل نیاید چیزی در نامه اعمالش مکتوب نمی کنیم، البته گناه نمی نویسند اما فکر گناه دل را کدر می کند و زنگار می آورد.

سوم اگر انسان گناه انجام داد در روایتی هفت ساعت و روایتی دیگر از صبح تا غروب در پرونده وارد نمی کنند که شاید توبه کند، اگر توبه کرد که چیزی نمی نویسند اما اگر توبه نکرد وارد پرونده می کنند.

اینها را هم در مقابل به فرزندان آدم دادند، اما این نکته فراموش نشود اگر انسان گناه انجام داد بعد بخواهد توبه کند با توبه همه گناه را از پرونده پاک می کنند که اینجا بود شیطان ناله زد و گفت تمام زحمات من به باد رفت!

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید