کد خبر : 31286
تاریخ انتشار : سه شنبه 3 اسفند 1400 - 16:43

بخل رذیله‌ای روحی نه عملی ظاهری

بخل رذیله‌ای روحی نه عملی ظاهری
حجت‌الاسلام حسین تهرانی در جلسه این هفته درس اخلاق خود به تبیین رذیله اخلاقی بخل پرداخت.

بخل رذیله‌ای روحی نه عملی ظاهریبه گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دست‌نوشته‌های معارفی امیرمحسن سلطان‌احمدی: شامگاه چهارشنبه ۲۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ جلسات درس اخلاق حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج شیخ حسین تهرانی، از اساتید حوزه علمیه تهران و فرزند ارشد آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی(ره) در مدرسه نور با موضوع بررسی رذیله اخلاقی بخل برگزار شد.

در ادامه یادداشت‌هایم از سخنان ایشان در این جلسه تقدیم شما معارف جویان عزیز می‌گردد تا از این طریق شما نیز بهره‌مند از این جلسه شوید.

بخل از رذایل اخلاقی نیروی شهوت

یکی از رذایل اخلاقی که علمای اخلاق درباره نیروی شهوت مطرح می‌کنند، مسئله بخل است. بخل حالت سختگیری یا مصرف نکردن است اما آنچه علمای اخلاق مطرح می‌کنند این است که آنجایی که سزاوار باشد که شخص بذل کند او نکند که این بذل نکردن در جای لازم را بخل گویند.

از نظر مالی به این مثال دقت کنید، در جایی سزاوار است که مالی را بذل نمود ولی شخص بذل نمی‌کند، این حالت روحی را حالت بخل گویند.

راهکار علمای اخلاق برای رشد معنوی

بخل رذیله‌ای روحی نه عملی ظاهری

این نکته در باب مباحث اخلاق از سوی علمای اخلاق مطرح است که اگر انسان بخواهد به رشد معنوی برسد و از نظر معنوی ارتقا پیدا کند باید از نظر درونی قوای درونی او در حالت اعتدالی باشد و اگر این قوا از حالت اعتدالی خارج شوند انسان نمی‌تواند رشدد معنوی کند. و به هم خوردن حالت اعتدالی در ربط قوای درونی همان حالت افراط و تفریط است که قبل از رذایل اخلاقی پیدا می‌شود.

مثلا قوه غضب و خشم در جایی که انسان باید از آن استفاده کند و نکند در اینجا می‌فرمایند این حالت ترس است که حالت تفریطی درباره قوه خشم است. از آن طرف اگر انسان نیروی خشم را بی‌جا مصرف کند در جایی که نباید مصرف کند، حالتی از این جهتپیدا می‌شود که افراط است و حالت اعتدال درا ین مسئله شجاعت است.

اما در مقابل در جایی که سزاوار است انسان بذل کند و به جا هم بذل می‌کند این حالت اعتدالی در باب مصرف کردن است که به آن سخا و جود می‌گویند.

بخل و اسراف و اعتدال

بنابراین سه حالت در این موضوع متصور است. که اگر در جایی باید بذ کند و نکند این بخل است، اما اگر در جایی نباید بذل کند و بذل کند این اسراف است و سوم اینکه در جایی سزاوار است بذل کند و بذل کند و در جایی که نباید بذل کند بذل نکند این اعتدال است.

در کل آنچه ممدوح و ستایش شده در رابطه با قوای درونی انسان است این که انسان باید طبق دستور شرع خود را تنظیم کند که بتواند سیر معنوی را انجام دهد.

مسئله اعتدال قوای درونی است و اینها نباید از حالت تعادل خارج و به حالت تفریط و افراط برسد که اگر رسید باید بداند که در امور معنوی شکست خورده است.

خداوند در آیه ۲۹ سوره اسراء می‌فرماید: «وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا؛ و نه هرگز دست خود (در احسان به خلق) محکم به گردنت بسته‌دار، و نه بسیار باز و گشاده‌دار، که (هر کدام کنی) به نکوهش و درماندگی خواهی نشست.» پس نباید از یک طرف دست به گردن بست و بذل نکرد و از طرف دیگر همینطور بی‌حساب بذل کرد، پس نباید تفریط و امساک و همینطور افراط و اسراف نمود.

از طرفی اسراف و تبذیر در کنار هم می‌آیند و چه بسا فرق ظریفی هم با هم داشته باشند.

بخل رذیله ای روحی نه عملی ظاهری

بخل رذیله‌ای روحی نه عملی ظاهری

مسئله بخل یک حالت روحی است نه یک عمل خارجی! در باب مصرف کردن و بذل نمودند این که یک بخل، اسراف، جود داریم فقط منحصر به عمل خارجی شخص نیست، کلا بحث‌های علمای اخلاق دایر مدار بر حالات روحی و نفسانی و درونی شخص است.

حالا اگر کسی از عمل خارجی جایی سزاوار بود و مصرف کرد و بگوییم بخیل نیست، این طور نیست! بلکه بحث آن حالت روحی است که در باب مصرف کردن و بذل کردن پیدا می‌کند نه در بحث عمل خارجی که از او صادر می‌شود.

یک وقت شخصی در باب مالی می‌خواهد بذل و بخشش کند و هیچ تعلق خاطری هم به آن مال ندارد و بذل می‌کند این حالت سخا و جود است، اما یک وقت شخص این بذل را می‌کند اما خیلی با شار روحی است و از نظر درونی به شدت پیوند و تعلق روحی به آن مال دارد به این فرد متسخی می‌گویند، چون او همچنان به این مال پیوند روحی و درونی دارد و سخا نیست.

جود و سخا از صفات زیبای پسندیده در مقابل و ضد بخل است و هر کس بذل و بخشش از نظر عمل خارجی کرد او نیز سخا نیست چون سخا بودن یک حالت روحی و درونی است که باید دل او را دید که آیا بعد از بذل به آن بذل وابستگی دارد.

بخل درختی است که در آتش می‌روید و وارد آتش کسی نمی‌شود مگر اینکه بخل داشته باشد. بدانید اگر مشغول دنیا شدید این مشغولیت به دنیا حب دنیا می‌آورد و حب خدا کنار می‌رود و در ادامه درخت بخل در درون می‌روید که این درخت در آتش می‌روید.

و در روایات آمده است که ایمان ثمره حب به خدا و بخل ثمره حب به دنیا است و این دو جمع شدنی نیست. و ایمان با اسلام خیلی فرق دارد، چون ایمان در دل است و اسلام چیزی است که بر زبان جاری شده است.

سه چیز انسان را ارتقای معنوی می‌دهد، سه چیز خطاها را می‌پوشاند، سه چیز انسان را هلاک و سه چیز او را نجات می‌دهد.
آن سه چیز که انسان را ارتقای معنوی می‌دهد؛ سلام کردن، اطعام گرسنه و نماز شب است. بلند سلام کردن خیلی برای انسان درجات می‌آورد و صفات زشت را از بین می‌برد و به نحوی نفس کش است.
اما سه چیزی که موجب کفارات و پوشاندن خطاها می‌شود؛ در صبح سرد وضو را درست بگیرد، شبانه‌روز به‌سوی نماز جماعت برود، نسبت به نماز یومیه مراقبت کند که اول وقت بخواند.
سه چیز موجب هلاکت است؛ حالت بخلی که انسان می‌خواهد از آن تبعیت و عمل کند، پیروزی از خواسته‌های نفسانی به‌نحوی‌که هر جا قوای شهوت و غضب آمد به سمت آن می‌رود و سوم خودبینی و عجب است.

سه چیز هم موجب نجات است؛ همیشه در پنهان و آشکار از خدا ترسیدن، حالت میانه روی در مصرف چه در ثروت و چه در فقر و اعتدال در مصرف داشته باشد، و سوم اینکه گفتارش همیشه عادلانه باشد. در هر حالی گفتارت نرم باشد، چه با کسی خوش هستی و چه با کسی عصبانی در هر دو صورت حرفت دوگانه نباشد.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان‌احمدی

www.soltanahmadi.ir

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید