کد خبر : 31473
تاریخ انتشار : یکشنبه 2 اردیبهشت 1403 - 1:20

آثار نور الهی/فعال کردن حس درون به خداوند

آثار نور الهی/فعال کردن حس درون به خداوند
استاد واسطی در جسله شرح کتاب الله شناسی به آثار نور الهی و قرآن در آشکار کردن خوبی و بدی و اثرات آن اشاره نمودند و در پایان نکاتی را درباره فعال کردن حس درون به خداوند بیان کردند.

آثار نور الهی/فعال کردن حس درون به خداوندبسم الله الرحمن الرحیم؛ در دوران اقامت رمضانی در مشهد مقدس توفیق شد شب گذشته جمعه ۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۳ شمسی در جلسه شرح کتاب الله شناسی مرحوم علامه طهرانی توسط استاد بزرگوار شیخ عبدالحمید واسطی که در مسجد و مکتب امام صادق(علیه السلام) مشهد برگزار شد، شرکت کنم. ایشان در این جلسه به آثار نور الهی و قرآن در آشکار کردن خوبی و بدی و اثرات آن اشاره نمودند و در پایان نکاتی را درباره فعال کردن حس درون به خداوند بیان کردند که در ادامه گزیده بیانات ایشان تقدیم شما معارف جویان عزیز می‌گردد.

نفس پیامبر(ص) نفسی است که احاطه بر هستی داشت، گفت: در طول زندگی حضرت، هر کسی محضرشان آمد و از هر چیزی و از هر جای هستی سؤال کرد، حضرت جوابش را داد و سؤال‌کننده آثار صدق این جواب‌ها را هم دید. حضرت از گذشته و آینده و ظاهر و پنهان خبر می‌دادند و دقیق هم بود. خداوند در آیه ۱۵ سوره مائده درباره پیامبر(ص) می‌فرماید: «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ ۚ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ؛‌ ای اهل کتاب یقیناً پیامبر ما به سوی شما آمد که بسیاری از آنچه را که شما از کتاب تورات و انجیل درباره نشانه‌های او و قرآن همواره پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند، و از بسیاری از پنهان‌کاری‌های ناروای شما هم درمی‌گذرد. بی‌تردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است.»

اهمیت نور الهی و قرآن و کار آن

در پایان این آیه خداوند فرموده است: «… قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ؛ بی‌تردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است.» خداوند پیامبر(ص) و قرآن را به‌سوی مردم فرستاده و آن را نوری بیان کرده که باعث هدایت خلق است.

کار نور آشکارکنندگی است، به این معنا وقتی نور می‌آید آنچه هست را آشکار می‌کند و علاوه بر آشکار شدن آن چیز، اثر آن را هم نشان می‌دهد و این اثر آشکارکنندگی نور باعث می‌شود که ما بدانیم چه چیز‌هایی هست و این چیز‌ها چه اثری دارد و چگونه می‌شود از اینها استفاده کرد و این سبب رشد ما می‌شود و کار قرآن همین است که به ما نشان می‌دهد چه چیز‌هایی در این عالم وجود دارد و این چیز‌ها چه اثر و استفاده‌ای دارد و چگونه می‌شود از آنها استفاده کرد.

کار مهم نور در آشکار‌کنندگی این است که این نور به ما نشان می‌دهد که کدام چیز خوب است یا بد است، یا اینکه کجا خوب است و کجا بد است و به نحوی نور خوبی و بدی را هم آشکار می‌کند که این نور در قرآن است و با قرآن می‌توان خوبی و بدی را دید؛ بنابراین قرآن که نوری الهی است و از سوی خدا برای هدایت بشر آمده است هم آشکارکننده خوبی و مفید‌هاست و هم آشکار‌کننده بدی و مضرر‌هاست و قرآن باعث می‌شود که مسیر زندگی انسان را آشکار کند تا خوبی و بدی‌ها را ببیند و به‌وسیله نور قرآن به رشد برسد. حتی آیات ناظر بر خیر و هشدار، خوف و رجا به نظر مفسران کاملاً مساوی است و قرآن می‌خواهد مسیر رشد را به انسان نشان دهد.

اهمیت نور الهی و دعا برای کسب آن

از خدا درخواست چنین نوری را داشته باشید که به‌وسیله این نور به رشد و سعادت می‌رسید. در روایتی نبوی است که حضرت فرمودند: «اللّهُمّ اجعَلْ لی فی قَلبی نُورا، و فی لِسانی نُورا، و فی بَصَری نُورا، و فی سَمعی نُورا، و عن یَمینی نُورا، و عن یَساری نُورا، و مِن فَوقی نُورا، و مِن تَحتی نُورا، و مِن أمامی نُورا، و مِن خَلفی نُورا، و اجعَلْ لی فی نَفسی نُورا، و أعظِمْ لی نُورا؛ بار خدایا، براى من در دلم نورى قرار ده و در زبانم نورى و در دیده‌ام نورى و در گوشم نورى و در سمت راستم نورى و در سوى چپم نورى و بر فراز سرم نورى و در زیر پایم نورى و پیش رویم نورى و پشت سرم نورى و برایم در جانم نورى قرار ده و نور مرا بزرگ گردان.» (الترغیب و الترهیب: ۴ / ۵۸۹ / ۷۱)

در این دعا از خدا می‌خواهیم که همه چیز مرا نور قرار بده؛ منظور از اینکه همه چیز مرا نور قرار بده به این معناست که وقتی دارم فکر می‌کنم، حس می‌کنم، می‌بینم، می‌شنوم و… فقط حقایق را ببینم و دیدن حقایق نیز با نور الهی ممکن است. از خدا می‌خواهد که از بالا و پایین و پشت و جلو و همه طرف برای من نور قرار بدهد که به هر طرف حرکت می‌کنم و هر کاری انجام می‌دهم همه ظهور و بروزم حق باشد و همه ظهورات ما حق‌محور باشد و دنبال حق باشیم.

ظلمت و تاریکی در مقابل نور

از آن طرف ظلمت و تاریکی در مقابل نور است؛ حالا این ظلمت در درون انسان کجاست؟ این ظلمات که مقابل نور است همان تمایلات و دوست دارم‌ها و خوشم می‌آید‌ها است که منیت در انسان محور می‌شود و دنبال احساس خودش است، اینجاست که وقتی نگاه می‌کنم می‌بینیم فرد دنبال خود و منفعت خودش است و امورات را با خودش تنظیم کرده و خودمحور شده است؛ در صورتی که ما باید خود را با حق تنظیم کنیم و حق‌محور باشیم.

حس حضور خدا در درون و زندگی و کسب رضایت خدا، تنها واقعیت هستی است که باید این را فهمید و دائم دنبال این بود که خدا چه چیزی را دوست دارد و رضایت خدا در چه چیزی است و دنبال آن چیز رفت.

خداوند نوری است که کسی شبیه آن نیست و در فرازی از دعای جوشن کبیر می‌خوانید: «یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا بَعْدَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ؛ اى روشنى نور، اى روشنی بخش نور اى آفریننده نور، اى گرداننده نور، اى به اندازه ساز نور، اى روشنى هر نور، اى روشنایى پیش از هر نور،‌ای روشنایى پس از هر نور، اى روشنایى بر فراز هر نور، اى نورى که همانندش نورى نیست» یعنی هر جای این عالم، حقیقتی بخواهد فعال باشد، ظهور و تجلی اسما و کمالات الهی است. دقیقاً مثل آینه است و این عالم آیینه تمام‌نمای خداست و موجودات تجلی خدا هستند، خدا نیستند، اما جدای از خدا نیستند و عین خدا هم نیستند، اما تجلی خدا هستند.

عارف کیست و مهمترین درخواست او از خداوند

عارف کیست و چرا دنبال اتصال به نور خداست؟! در فرازی از مناجات شعبانیه می‌خوانید: «اِلهی وَ اِلْحِقْنی بِنُورِ عِزِّکَ الْاَبْهَجِ فَاَکُونَ لَکَ عارِفا وَ عَنْ سِواکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَخائفا مُراقِبا؛ معبود من، مرا به نور عزت خود که از هر چیز مسرت‌انگیزتر است ملحق فرما، تا به تو عارف گردم و از غیر تو روی‌گردان شوم و فقط از تو ترسان و مراقب باشم.»

در این مناجات از خدا می‌خواهیم که خدایا مرا به نور خودت متصل کن تا وجود تو را در قلب و دلم دریافت کنم و عارف به تو شوم. عارف هم کسی است که مشاهده قلبی خدا دارد. حس قلبی از حضور و کمالات خداوند را دارد و به همین دلیل درخواست می‌کند که خدایا مرا به نور خودت متصل کن تا تجلی و ظهور و بروز‌های تو را ببینم.

ما مستقل نیستیم و متصل به خدا هستیم/درخواست اتصال به نور خدا

ما مستقل نیستیم و متصل به خدا هستیم و این حس‌ها را باید به دست بیاوریم. وقتی به بقیه و طبیعت و آسمان و زمین نگاه می‌کنیم همه چیز‌هایی که می‌بینیم مستقل است و حس از کثرات موجودات و آدم‌ها داریم، اما حقیقت همه اینها از یک مبدأ است که نازل شده و به شکل این آدم و این درخت جلوه می‌کنند و تمثل پیدا می‌کنند و همه متصل به خدا هستند.

در آیه شریفه ۱۷ سوره مریم که درباره حضرت جبرئیل و ظهورش بر حضرت مریم(س) است، خداوند می‌فرماید: «فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا؛ و ما روح خود را به‌سوی او فرستادیم، پس برای او به‌صورت بشری خوش‌اندام و معتدل نمودار شد.» جبرئیل که جسم ندارد بلکه به شکل یک انسان متعارف در مقابل حضرت مریم(س) آشکار شد و همه موجودات این حالت تمثیلی را دارند و در ظهور و بروز به این شکل آشکار شدیم و این حس‌ها را ما باید به دست بیاوریم که مستقل نیستیم و متصل به خدا هستیم و این اتصال دائم برقرار است. حالا وقتی درخواست اتصال به نور خدا را داریم برای این است که این حقیقت را لمس کنیم و ببینیم.

حس درونی خود را به خدا فعال کنید

در ذیل دعای عرفه این عبارت آمده است: «أنتَ الّذی أشرَقْتَ الأنوارَ فی قُلوبِ أولِیائکَ حتّى عَرَفوکَ و وَحَّدوکَ؛ تویی آن که نور‌ها را در دل‌هاى دوستانت تاباندى تا آنکه تو را شناختند و به یگانگی‌ات ره یافتند.» خدایا تو کسی هستی که در قلب اولیای خودت نور خودت را فعال کرده‌ای، این نور خودت یعنی حس حضور و ظهور و بروز خدا و حس وجود خودت را فعال کردی، حالا ما اینها را علمی می‌دانیم، اما حس درونی خود را فعال نکردیم و فعال نیست.

علت اینکه حس درونی ما به خدا فعال نیست یک دلیل دارد و آن این است که حواسمان به خودمان است و دنبال حس خود و نیاز‌ها و خواسته‌های خودمان هستیم و هر چه فکر می‌کنیم در این حیطه هستیم، بنابراین ادراکمان رشد نمی‌کند، اما که اگر بخواهیم این ادراک رشد کند باید از حس خود عبور کنیم و اگر بخواهیم از حس خود عبور کنیم تمرکز لازم دارد و توجه به خداوند نیاز است که با ذکر خدا به‌دست می‌آید و ذکر یعنی همان توجه خدا که شامل همین اذکار و عبادات و ادعیه و مستحبات است که اینها کارشان این است که توجه ذهنی ما را به سمت خدا برای فعال شدن حس درون به خدا ایجاد می‌کند.

مشکل ما این است که ما بیرون از خودمان زندگی می‌کنیم و آنهایی که در این فضا می‌خواهند بروند باید در درون خودشان زندگی کنند به همین خاطر باید این تمرین‌های درونی اتفاق بیفتد به این صورت که من باید بتوانم وقتی چشمم را می‌بندم در درون خودم بتوانم لحظاتی متمرکز به خدا بشوم و مثلاً ذکر لا اله الا الله را بتوانم بگویم الله اکبر و سبحان الله را بتوانم بگویم و حواسم جمع باشد و جایی نرود و اینها تمرینات توجه به خدا را فعال می‌کند که اگر یک مدت روی اینها تمرین کنید نفس و قلب فعال می‌شود.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان‌ احمدی مروج

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

83 − = 74

درس اخلاق زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید