کد خبر : 4399
تاریخ انتشار : جمعه 12 اردیبهشت 1399 - 3:37

تجربیات اقوام گذشته/تدبر در آیات ۴ و ۵ سوره ابراهیم ۴

تجربیات اقوام گذشته/تدبر در آیات ۴ و ۵ سوره ابراهیم ۴

آیت الله العظمی مدرسی در چهارمین جلسه تفسیر و تدبر سوره ابراهیم با اشاره به آیات ۴ و ۵ این سوره به علت بیان تجربیات اقوام گذشته و فرستان پیغمبران بر قوم خویش سخن گفتند. بسْمِ ‌رَبِّ المهدی(عَجَّ) به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته‎های معارفی امیرمحسن سلطان‎احمدی(سلطان‌احمدی دات آی آر): چهارمین جلسه تفسیر و تدبر

آیت الله العظمی مدرسی در چهارمین جلسه تفسیر و تدبر سوره ابراهیم با اشاره به آیات ۴ و ۵ این سوره به علت بیان تجربیات اقوام گذشته و فرستان پیغمبران بر قوم خویش سخن گفتند.


بسْمِ ‌رَبِّ المهدی(عَجَّ)

تجربیات اقوام گذشته/تدبرات آیت الله مدرسی در آیات 4 و 5 ابراهیم4

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته‎های معارفی امیرمحسن سلطان‎احمدی(سلطان‌احمدی دات آی آر): چهارمین جلسه تفسیر و تدبر در سوره ابراهیم توسط مرجع عالیقدر تقلید و مفسر تفسیر من هدی القرآن(هدایت) حضرت آیت‎الله العظمی سید محمد تقی مدرسی دام ظله، در رمضان ۱۴۴۱، چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ برگزار شد.

معظم‌له در چهارمین جلسه تفسیر و تدبر در سوره ابراهیم به تفسیر و تدبر در آیه ۴ و ۵ سوره ابراهیم پرداختند و درباره علت بیان تجربیات اقوام گذشته در قرآن، فرستادن پیغمبران بر قوم خویش، هدایت و گمراه شدن اختیاری انسان، علت تذکر ایام الله در قرآن، صفت عزیز و حکیم خدا، صبار و شکور بودن نکاتی بیان فرمودند که مشروح آن در ادامه تقدیم شما معارف جویان عزیز می گردد.

مشروح بیانات معظم له به شرح زیر است:

آیه ۴ سوره ابراهیم: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» ﴿۴﴾

و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] براى آنان بیان کند پس خدا هر که را بخواهد بى‏ راه مى‏ گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى ‏کند و اوست ارجمند حکیم.

آیه ۵ سوره ابراهیم: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ» ﴿۵﴾

و در حقیقت موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم] که قوم خود را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آور و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن که قطعا در این [یادآورى] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست.

استفاده از تجربیات و فرهنگ اقوام برای اصلاح جامعه

هر ملت و قومی به مرور زمان تجربیاتی را کسب می‌کنند و این تجربیات به فرهنگ آن ملت و قوم افزوده شده و این فرهنگ در بستر زبان آنها تجلی می کند. از این رو مصلحین ومبلغین الهی در چارچوب فرهنگی که در جامعه حاکم است، صحبت نموده و از جنبه‌های مثبت این فرهنگ برای اصلاح و ترمیم جنبه‌های منفی استفاده می‌کنند.

مثلاً پغمبراکرم(ص) که در جزیره العرب مبعوث شدند، در آن زمان جزیره العرب بستر یک سریع حوادث سهمگین بود. در جنوب جزیره العرب دقیقاً در سرزمین یمن حاکمانی همچون بلقیس بود و مسائل خودش را داشت، در شمال جزیره العرب قوم لوط و ثمود و الایکه بودند. که هر کدام قصه و تجربه‌ای داشتند که این تجربه‌ها در بین عرب‌ها و اقوام جزیره العرب واضح و منتشر بود و سینه به سینه مردم این تجربیات را به یکدیگر می‌گفتند و این تجربیات به یکدیگر منتقل می‌شد و در فرهنگ آنهارسوخ می کرد.

در قلب جزیره العرب که مکه باشد، آنجا هم اصحاب فیل و سپاه ابرهه بود، که خداوند می فرماید: «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ* أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ* وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ»، سوره فیل: آیا ندانسته ای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟ (۱) آیا نیرنگشان را در تباهی قرار نداد [ونقشه آنان را نقش بر آب نساخت؟!] (۲) و بر ضد آنان گروه گروه پرندگانی فرستاد؛ (۳). این حقایق در قرآن بیان شده تا از این تجربه‌ها برای اصلاح جامعه عرب استفاده شده است.

تذکر ایام الله توسط حضرت موسی(ع) به بنی اسرائیل برای بیان حقیقت توحید

و همچنین حضرت موسی(ع) بر بنی اسرائیل مبعوث شد و برای آنها حقایق را بیان کرد و به آنها گفت: ای مردم روزهایی که ایام الله بود، را یادتان نرود. روزی که خداوند سبحان و تعالی، فرعون و دار و دسته او را به دریا ریخت و کل طومار آنها را پیچید و نابود کرد.

تمام روزها روزهای خدا است، اما بعضی از این روزها آیات خدا تجلی می‌کند و به یاد ماندنی شده و برای همه قابل فهم است، که دست خدا این سپاه هفتصدهزار کمتر یا بیشتر از ارتش فرعون را خدا نابود کرد و به دریا ریخت.

اینها همه در حقیقت ابزار بیان مُصلح است. مُصلح حقایقی که جامعه از آن خبر دارند، و تجربه‌هایی که این ملت یا آن ملت بر آن آگاه هستند و این تجربیات تلخ و شیرین در بین آنها بیان شده است، مُصلح این حقایق را از این طریق به حقیقت کبری برای مردم بیان می‌کند و مردم را از این حقایق و تجربیاتی که در گذشته بوده به حقیقت کبری که توحید خدا و رسیدن به ایمان به خدا و آخرت است، می برد و آنها را به حقیقت کبری متذکر می نماید.

«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»

چرا خداوند پیغمبران را بر اقوم خودشان فرستاد؟

از این جهت خدا در آیه چهارم سوره ابراهیم می فرماید:«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»، هیچ پیغمبری را ما به غیر از زبان قومش نفرستادیم. زبان در ظاهر یک لغت است، اما در واقع یک فرهنگ‌ نامه و بستری برای انباشته‌های طبیعی خود مردم است.

«لِیُبَیِّنَ لَهُمْ»

بعد می فرماید: «لِیُبَیِّنَ لَهُمْ»، برای اینکه حقایق را بیان کند و راه حق و باطل را از هم جدا کند. به آنها بگوید ای مردم به عقل خود رجوع کنید و خدا را بشناسید و آینده خود را تأمین کنید. اینها را پیغمبر بیان می کند، اما پیغمبر بیش از این کاری نمی‌کند و آنها را مجبور به پذیرفتن و انجام این کار نمی‌کند.

«فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ»

پذیرش هدایت و گمراه با اختیار خود انسان نه از روی اجبار

این خود انسان است که باید حق یا باطل را بپذیرد، و هیچ اجباری در پذیرفتن از سوی پیغمبران وجود ندارد. وقتی یک انسانی که در جو تبلیغ قرار می‌گیرد، اگر دنبال هدایت باشد، خدا او را هدایت می کند و اگر هم دنبال هدایت نباشد، خدا او را گمراه می‌کند.

پس هدایت کردن و گمراه کردن از سوی خدا است، ولی خدا هم عزیز است هم قوی و قدرتمند و شکست ناپذیر است، آن چیزی را که می خواهد انجام می دهد. به این معنا که کسی که آدم خوبی است و خودش دنبال حقیقت و هدایت است، خداوند چنین کسی را هدایت می کند و به جهنم نمی فرستد و گمراه نمی کند.

و کسی که این چنین دنبال هدایت است، خدا هم او را هدایت می کند و برعکس کسی که در این صراط نیست و خودش هم نمیخواهد هدایت شود، چنین فردی به آتش می رود، به دلیل اینکه خودش بد انتخاب کرده و بد فکر کرده است. در ادامه این آیه خداوند می فرماید: «فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ»، آن کسی که خدا بخواهد گمراه می کند و نور هدایت و نور عقل را از او می گیرد و فرصت اصلاح را از او می گیرد و کسی را که بخواهد هدایت کند، هدایت می کند.

«وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»

صفت عزیز و حکیم خداوند

و در پایان آیه هم می فرماید:«وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»،عزیز هم کسی است، که قدرت دارد و به قدرت خود عمل می‌کند و حکیم کسی است که هر کسی را حسب فعل، اراده، مشیت و انتخاب او به جزایش می‌رساند.

«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»

فرستادن موسی(ع) بر قوم بنی اسرائیل برای نجات آنها از ظلمت به نور

در آیه بعد خداوند نمونه ای را بیان نموده و می فرماید:«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا»، خداوند سبحان و تعالی موسی(ع) را فرستاد، ولی موسی(ع) را با آیاتی فرستاد که شاید این آیات همان عصای موسی(ع)، شجاعت و توکل موسی(ع)، ید و بیضاء او باشد.

در ادامه خداوند علت فرستادن حضرت موسی(ع) را بیان نموده و می فرماید:«أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»، ای موسی(ع) این مردم بیچاره را از ظلمات جهل، غفلت، خودخواهی و بد اندیشی نجات بده و آنها را به سمت نور و عقل، وجدان، خدا و پیغمبر و ایمان به آخرت هدایت کن .

«وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»

تذکر مردم به روزهای ایام الله

و در ادامه خداوند می فرماید:«وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»، آنها را یادآوری کن به روزهایی که خداوند تجلی کرد. در آیات بعد خدا این مسئله را باز نموده و بیان می کند که چه شد آن روزی که خداوند سبحان و تعالی آن تمدن عظیم در تاریخ را در عرض چند روز طومارش را پیچید و از بین برد.

همیشه مُصلحین مردم را به چنین روزهایی یادآوری می کنند و مردم را متذکر می شوند که خدا چگونه شما را نصرت داد و ظالمین را به جهنم فرستاد. پس این روزها و قدرت خدا را یادتان باشد و آن را فراموش نکنید.

«إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»

ایام الله پند و عبرتی برای صابرین و شاکرین

و در پایان آیه می فرماید: «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»؛بیان این جریان و اتفاقات قوم بنی اسرائیل و حضرت موسی(ع) بیان و تذکر آن فقط برای بنی اسرائیل نیست، بلکه برای هر کسی که صبار و شکور باشد، پند و اندرز است.

صبار و شکور کیست؟

صبار و شکور به معنای آینده‌نگر است که از گذشته و تجربه خود و دیگران استفاده  می کند و شکور یعنی نعمت ها را در ذهن خود پرورش می دهد و همیشه یادش هست. هر کس شکر خدا را نمود و نعمت‌های الهی یادش باشد و شکور باشد، صبار هم می شود.

این دو صفت با هم است، چون انسانی که در مشکلاتی غوطه‌ور است این شخص استقرار و استقامت خود را از دست می دهد مگر اینکه یادش بیایید که همانند این مشکلات در گذشته به سراغش آمده اما با توجه به خدا این مشکلات را توانست، رفع کند. پس هر شکوری صبور می شود، چون راه رسیدن به صبر و شکیبایی این است که انسان مثبت فکر کند و گذشته و نعمت‌های الهی را در نظر بگیرد.

امیدوارم خداوند سبحان و تعالی ما را از این جماعت صبار و شکور قرار دهد. و صل الله علی محمد و آله طاهرین.

پدیدآورنده:

به‌ کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

 

*شناسه شبکه های اجتماعی: soltanahmadi_ir@  تلگرام | اینستاگرام | ایتا | سروش | بله | روبیکا

[box type=”shadow” ]دیگر بیانات مرجع عالیقدر آیت الله العظمی مدرسی را اینجا کلیک نموده و بخوانید.[/box]

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

درس اخلاق زیارت نیابتی زیارت نیابتی درس اخلاق
logo-samandehi
error: حق تألیف را رعایت کنید